السيد محمد حسين الطهراني
67
رساله مودت (تفسير آيه قل لا أسئلكم عليه أجرا إلا المودة في القربى) (فارسى)
--> بالإسنادِ إلى امّ سلمةَ قالت : لَمّا حُضِرَ رَسولُ اللَهِ ( صَلَّى اللَهُ عَلَيهِ وَ ءَالِهِ وَ سَلَّمَ ) دَعا فاطِمَةَ فَناجاها فَبَكَتْ ، ثُمَّ ناجاها فَضَحِكَتْ . فَلَمْ أسْأَلْها حَتَّى تُوُفّىَ رَسولُ اللَهِ ( صَلَّى اللَهُ عَلَيهِ وَ ءَالِهِ وَ سَلَّمَ ) فَسَأَلْتُها عَن بُكآئِها و ضِحْكِها فَقالَتْ : أخْبَرَنى أنَّهُ يَموتُ ثُمَّ أخْبَرَنى أنّى سَيِّدَةُ نِسآءِ أهْلِ الْجَنَّةِ - الحديثَ . ( و أخرجَهُ أيضًا أبويعلى كما فى ترجمةِ الزّهرآء من الإصابة بالإسنادِ إلى امّسلمةَ ، و رواه عنها غيرُ واحدٍ من أهلِ الحديثِ . ) « موسى براى ما نقل كرد از أبوعوانه از فراس از عامر از مسروق كه او گفت : عائشه امّ المؤمنين براى من حديث نمود كه روزى همهء ما زنان پيامبر بدون استثناء در محضر او بوديم كه فاطمه از راه رسيد ، و قسم به خدا نحوهء راه رفتن او هيچ فرقى با راه رفتن رسول خدا صلّى الله عليه و آله و سلّم نداشت . چون آن حضرت او را ديد جائى باز نمود و فرمود : مرحبا به دخترم ! بعد او را در طرف راست يا چپ خويش نشاند و با او نجوى نمود و سرّى را براى او بيان كرد كه يكباره گريهء شديدى بر او عارض شد ، چون رسول خدا حزن او را مشاهده نمود دو مرتبه با او پنهانى سخنى گفت كه اين بار فاطمه ناگهان خندان شد . از بين زنان پيامبر من به او گفتم : رسول خدا صلّى الله عليه و آله و سلّم از ميان همهء ما تنها تو را مخصوص به سرّ خويش گرداند و با تو نجوى نمود ، آن وقت تو گريه مىكنى ! چون رسول خدا صلّى الله عليه و آله و سلّم برخاست ، من از فاطمه پرسيدم : پيامبر چه سرّى را براى تو بيان نمود ؟ او گفت : من اينچنين نيستم كه سرّ رسول خدا را فاش كنم . وقتى رسول خدا از دنيا رفت من به فاطمه گفتم : تو را به آن حقّى كه بر تو دارم قسم مىدهم كه از آن سرّ پيامبر مرا با خبر سازى ؟ او گفت : بله الآن مانعى ندارد . پس مرا با خبر ساخته و گفت : امّا مرتبهء اوّل به من اينطور فرمود كه جبرائيل سالى يك بار قرآن را بر من عرضه و مقابله مىنموده ، ولى امسال دوبار قرآن را بر من عرضه كرده است و حتماً أجل من نزديك شده است ، پس تقواى إلهى را پيشه ساز و صبر نما ، پس بدرستى كه من سلف و نياى خوبى براى تو هستم . فاطمه گفت : در اين هنگام همانطور كه ديدى من گريستم . چون پدر جزع و اندوه مرا ديد در مرتبهء دوّم فرمود : اى فاطمه ! آيا نمىپسندى كه سيّدهء زنان مؤمنين يا سيّدهء زنان اين امّت باشى ؟