السيد محمد حسين الطهراني

42

رساله نكاحيه (كاهش جمعيت ضربه اى سهمگين بر پيكر مسلمين) (فارسى)

ماهيانه نمىشوند . أمّا وقتى كه آبستن نيستند و شير هم نميدهند ، اين غذا مصرفى ندارد و بنابراين از دهانه رحم خارج و دور ريخته مىشود . يعنى زن بواسطه عدم حمل و عدم رضاع ( آبستن نبودن و شير ندادن ) مقدارى از قواى بدنى و جسمى خود را كه خداوند به صورت خون در آورده است هَدَر نموده و ضايع كرده است . فلذا از رحمت خدا دور است . و خداوند در اينجا به وى إجازه عبادت و خشوع و خضوعى را كه بواسطه نماز و روزه و طواف حاصل مىشود نداده است . زن بايد مانند مرد پيوسته راه تقرّب را بپيمايد ، و آن وقتى است كه : دوش به دوش مرد نماز بخواند و روزه بگيرد و طواف كند ؛ و اين فقط در وقتى است كه حامله باشد و يا طفل خود را شير دهد . اين زن قرين رحمت خداست كه حائض نيست ؛ و اجازه ركوع و سجود و قيام و طهارت به وى داده شده است . و اجازه صيام به وى داده شده است . و اجازه طواف گرد كعبه به وى داده شده است . بنابراين ، زنان بايد پيوسته يا حامله باشند و يا شير دهند ، تا در كاروان انسانيّت و حركت به سوى معبود و محبوب ، و قبله مشتاقان و كعبه عاشقان و پويندگان به سوى حرم و حريم امن و امان او ، با مردان هم آهنگ باشند . حائض شدن زنان موقعى است كه در اين كاروان نشسته‌اند و از حركت افتاده و متوقّف گشته‌اند . بنابراين ، اصل در زنان عبادت است ؛ يعنى اصل در زنان حمل و رضاع است . حيض زنان خلافِ اصل است ؛ يعنى عَدم حمل و عدم رضاع خلاف است . فتَأمَّلْ در اين نكته دقيق . اين حقير روزى به يكى از پزشكان حاذق و بصير و متعهّد « 1 » كه سخن از

--> ( 1 ) دكتر حاج سيّد حميد سجّادى ، از مفاخر چشم پزشكان عصر ما در جهان ؛ كه علاوه بر نبوغ الهى در فنّ پزشكى ، و دارا بودن دو شهادت و گواهى فوق تخصّص در قسمت‌هاى خَلْفى و قُدّامى چشم ( شبكيّه و قرنيّه ) ، از جوانان مسلمان و خوش فهم و غيور و