السيد محمد حسين الطهراني
75
نگرشى بر مقاله بسط و قبض تئوريك شريعت دكتر عبد الكريم سروش (فارسى)
ابو ريحان اوّل كسى است كه آن مسأله را كشف كرده ، و شرح آن را در باب چهارم از مقالهء سوّم « قانون مسعودى » ج 1 ، ص 292 آورده ؛ بدين تفصيل كه ابتداءً دوازده مقدّمه يعنى دوازده قضيّة رياضى را از پيش خود طرح و اثبات كرده و سپس مقصود خود را از آن نتيجه گرفته است . از معاصران ابو ريحان دو تن از اعاظم علماى رياضى يكى أبو سهل بيژن ابن رستم كوهى ، و ديگرى أبو الجود محمّد بن ليث سمرقندى در اين باره اهتمام به خرج داده بودند ، امّا كوشش ايشان به جائى نرسيد و نتيجهاى از كار ايشان بدست نيامد . » « 1 » اكتشافات جديد أبو ريحان در مسائل رياضى و هيئت مسائل مهمّ ديگرى كه بيرونى در آنها رأى خاصّى را داشت ، كه خودش با محاسبهء دقيق رياضى و رصد اندازه كرده بود ، مانند مساحت ، محيط و قطر كرهء زمين و تسييرات كواكب و قاعدهء نجومى تسوية البيوت و طول و عرض جغرافيائى و سمت قبلهء شهرها و قاعدهء جديد براى يافتن سمت قبله و ساختن محراب مساجد و رصد ميل كلّى و ميل أعظم و حركت خاصّهء وَسَطى شمس و حركت اوج شمس و مقدار حركت دَورى ثوابت و بسيارى از مسائل ديگر ، بقدرى است كه اگر بخواهيم دربارهء هر يك بخصوصه شرحى بياوريم ، مطلب به درازا مىانجامد . « 2 » او بطور مبسوط اين مسائل را در « قانون مسعودى » و
--> ( 1 ) مقدّمهء « التّفهيم » ص 113 ، از « قانون مسعودى » ج 1 ، ص 297 ( 2 ) برترى مسلمين در علوم ، به جهت « اسلوب تجربى » آنان بود - در « نامهء دانشوران ناصرى » ج 1 ، ص 70 گويد : « و نمونهاى از فضائل آن استاد كامل ، مناظرات و مباحثاتى است كه در هيجده مسألهء طبيعيّه با شيخ الرئيس أبو على سينا در ميان داشته است . و مبناى آن مسائل بر سكون ارض است و بر ميل جميع اجسام به اين مركز ، و امتناع خلأ ، و إبطال جزء لا يتجزّى ، و تناهى أبعاد و أمثال آنها . هر كس با نظر تدقيق در آن رساله كه مطمح انظار متقدّمين و مطرح افكار متأخّرين است تأمّل كند ، از مايهء فضل و پايهء علم آن دو حكيم يگانه آگاه شود . » تا آنكه گويد « : ياقوت حَمَوى گويد : وقتى بجامع مرو در آمدم ، در وقف نامهء آن مسجد فهرست اسامى مؤلّفاتش را ديدم كه اوراقى چند با خطّى درهم و مُقرَمِط ( ريز و نزديك بهم ) نوشته بودند و چون برشمردم ، شصت ورق بود . و برخى گويند : در هنگام حمل و نقل زياده از يك بار شتر بود ، ولى دست حوادث چنان شيرازهء آن تصانيف نفيسه از آن ( از هم ) بگسيخت كه از آن بسيار ، جز اندكى در ميان نيست . »