السيد محمد حسين الطهراني

43

نگرشى بر مقاله بسط و قبض تئوريك شريعت دكتر عبد الكريم سروش (فارسى)

لزوم زنده داشتن تدريس « أسفار أربعه » در حوزه‌هاى علميّه تهيدستى فلسفهء غرب و فلاسفهء غربى و تا به حال در حوزه‌هاى مقدّسهء علميّة طلّاب علوم دينيّه ، اين كتاب رائج و دارج است ؛ و به حمد الله و المنّة به رغم أنف طرفداران مكتب مادّه و پيروان زندقه ، و شيفتگان فلسفهء غرب كه محتوائى در بر ندارد ، اين سِفْر عظيم و اين نامهء مبين ، بحث و تدريس مىشود و روز به روز بر رونقش افزوده ميگردد ، و با اتّكائش بر أصالت توحيد ، تهى بودن فلسفهء بيگانگان مشهودتر مىشود . و فعلًا حوزه‌هاى گرم تدريسِ اين كتاب چه در نجف أشرف و چه در بلدهء طيّبهء قم و چه در دار العلم اصفهان و چه در مشهد مقدّس رضوى و سائر اماكن علم و مراكز دانش ، ديدگان خفّاش صفت معاندان اسلام را كور كرده است . آيا در اين صورت جاى تأسّف نيست كه ما زوال تدريس و بحث از اين سِفْر گرامى را در حوزه‌هاى علميّه بنام فلسفهء كهن آرزو كنيم ؛ « 1 » و از علم بى

--> ( 1 ) بايد دانست كه : فلسفه و حكمت فعلى در « أسفار أربعه » بكلّى با حكمت يونان مغايرت دارد . ملّا صدرا ، تار و پود آن فلسفه را از ميان برداشت . و اين حكمت ، فلسفهء حقيقى و واقعى است روى اساس برهان كه عقل آن را امضا مىكند و پشتوانهء دين مقدّس اسلام و شرع مبين است . عبد الحليم جُندى در كتاب « الإمام جعفرٌ الصّادق » ص 293 گويد : وزير صنعانى كه فوتش در سنهء 840 و صاحب كتاب « ترجيحُ أساليبِ القرءَان على أساليبِ اليونان » است چنين ميگويد كه : ائمّهء اهل بيت ، منطق يونانى و ارسطاطاليسى را نميدانستند ، و ادلّهء خود را در توحيد ، در صور منطقيّه نمىريختند ؛ و فقط در منهج قرآنى كه اساس آن اعتبار است مشى ميكردند . و امام علىّ در خُطب و مواعظ خود آن منطق را نميدانست . و ائمّه ، ادلّهء توحيد را بدون ترتيب مقدّمات منطق و بدون تقسيمات متكلّمين بيان مينموده‌اند . وزير صنعانى چنين مقرّر ميدارد كه : اسلوب مسلمين ، ارجح و أحجَى است از اسلوب منطقيّين ، چرا كه اين اسلوب انبياء و اولياء و ائمّه و سلف است در نظر و مناظره ؛ امّا بعضى از متكلّمين و انواع مبتدعه در جهت خلاف با اين اسلوب بوده‌اند ، بنابراين ، تكلّف ورزيده و تعمّق نموده ، و از معانى جليّه با عبارات خفيّه تعبير آورده‌اند . عبد الحليم در ص 279 گويد : راجر بيكن كه مرگش در سنهء 1294 ميلادى است ميگويد : لَوْ اتيحَ لِىَ الأمرُ لَحرَقتُ كُتُبَ أرسْطو كُلَّها لأنّ دِراستَها يُمكِنُ أنْ تُؤَدّىَ إلَى ضِياعِ الوَقتِ ، و إحداثِ الخَطَإِ ، و نَشْرِ الجَهالةِ .