السيد محمد حسين الطهراني

388

نگرشى بر مقاله بسط و قبض تئوريك شريعت دكتر عبد الكريم سروش (فارسى)

در خلقتش بر آنگونه كه هست به خلقت انسان و شمائلش نزديك است ، براى اينكه عبرت براى او ( انسان ) گردد درباره خودش ( كه چگونه خداوند خلقت او را با خلقت بوزينه مشابهت داده است ؟ ) و بنابراين بداند كه : خداوند او را نيز از طينت و سنخ بهائم خلق فرموده است . چرا كه با خلقت بهائم ، تا اين درجه خلقتش نزديك است . و اگر فضيلتى كه خداوند به انسان در ذهن و عقل و منطق داده است و آن را موجب افضليّت وى قرار داده است نبود ، انسان هم مثل بعضى از بهائم بود . علاوه بر اين ، در بوزينگان بعضى از زياديهاى ديگرى است كه موجب فرق ميان آنها و آدميان شده است ، كه عبارت است از پوزه ، و دُم آويزان ، و موئى كه سراپاى بدنشان را پوشانيده است . و ليكن اينها مانع از الحاق بوزينگان به بنى آدم نميشد اگر به آنها ذهن انسان و عقل و نطق او داده شده بود . و در حقيقت و به درستى آنچه موجب جدائى و فرق ميان انسان و آنهاست اينست كه : آنها در عقل و ذهن و منطق نقصان دارند » . در اشتراكات بوزينه با انسان ، بنا به نقل « حيوة الحيوان » دَميرى دَميرىّ در كتاب « حيوة الحيوان » آورده است كه : اين حيوان ، قبيح و مليح و باهوش و سريع الفهم است ، و قابل تعلّم صنعت است . و در حكايت آمده است كه : پادشاه نَوْبَه براى متوكّل خليفه عبّاسى دو تا ميمون را به رسم هديّه فرستاد ، كه يكى از آنها خيّاط بود و ديگرى زرگر . و اهل يمن از اين حيوان براى قيام به حوائجشان استفاده ميكنند تا به به جائى كه قصّاب و بقّال حفظ دكّان خود را به دو ميسپارند ؛ تا آنكه بروند و باز آيند . و اين حيوان دزدى ميداند ، و دزدى مىكند . . . و اين حيوان در غالب حالات انسان با وى شريك است ؛ زيرا ميخندد ، و به طرب ميآيد ، و تغنّى مىكند ، و كارهاى مردم را تقليد و حكايت مىكند . و