السيد محمد حسين الطهراني

19

نگرشى بر مقاله بسط و قبض تئوريك شريعت دكتر عبد الكريم سروش (فارسى)

غَيم تاريك نفوس شيطانى و وساوس إنسى ، بر روى چهره رخشانش گرد نسخ و ابطال را بپاشد . معناى تصرّف در معانى آيات قرآن ، و رفع يد از ظهورشان بدون قرينهء يقينيّهء نقليّه و يا عقليّه ، اجتهاد در اصول دين است ؛ نه اجتهاد در فروع دين . « 1 » اجتهاد در اصول دين غلط است ؛ و اجتهاد در فروع دين بايد از موازين شرعيّه كه حاملان آن خصوص فقهاء هستند تخطّى و تجاوز نكند . تصرّف در مفاهيم آيات قرآن بر أساس مِتُد پويائى و رنسانس ، كه از مقاله مزبوره دستگير مىشود ، نه تنها نسخ قرآن است ، بلكه مسخ قرآن است .

--> ( 1 ) در اينجا لازم است عبارتى را كه در تعليقه ص 58 ، از كتاب « راه طىّ شده » ذكر كرده است بياوريم . مؤلّف كتاب كه خود از مخالفان فلسفه و حكمت يونان است ، ميگويد : » در اينجا بطور معترضه گفته شود كه براى بشر ، دين و علم در عين ارتباط و احتياجى كه بيكدگر دارند لازم است هر يك استقلال خود را حفظ كنند . مطالب و احكام دين هر قدر با بصيرت و دقّت و روى موازين علمى شناخته شود و عمل گردد البتّه بهتر است ؛ ولى چون علم قهراً دچار اشتباه و نقص است و دائماً در حال اصلاح و تكميل مىباشد ، نميتواند ملاك قاطع ثابت دين باشد . و دين را نبايد در قالب معلومات زمان اسير و ميخكوب نمود . » اين گفتار بسيار روشن و صحيح است . و امّا گفتار صاحب مقاله بسط و قبض تئوريك شريعت ، درست مخالف اينست . او صريحاً ميگويد : » دين و علم مانند دو وارده فكرى و مانند دو ميهمان ، هر كدام در ديگرى اثر ميگذارد و علم ، هندسهء دين را عوض مىكند ، و بطور كلّى ثبات و أصالتى در معلومات دينى نيست . و پيوسته بر عهده علماست كه هندسهء تفكّر دينى خود را با هندسهء معلومات روزانه و علوم جديده تطبيق دهند . »