السيد محمد حسين الطهراني

383

نگرشى بر مقاله بسط و قبض تئوريك شريعت دكتر عبد الكريم سروش (فارسى)

دخيل دانستن مستقيم دست خداوندى در طبيعت ( كه رأيى كلامى است و به معنى همنشين كردن طبيعت و ماوراء طبيعت و در عرض يكديگر نشاندن آنهاست ) از مهمترين و آفتبارترين عناصر معرفت آشوب در مغرب زمين و مشرق زمين بوده است ؛ و از نيوتن گرفته تا كوويه و پاستور ، و از فخر رازى تا حشويّه نوين همه جا راهزنى ميكرده است . كوويه امكان نداشت بيش از آنكه ديد ببيند ؛ چون اصل هماهنگى معرفتها به دو اجازه نميداد . علم كلام وى ( يعنى نسبتى كه بين خدا و طبيعت قائل بود ) و كلام خدا ( يعنى تفسيرى كه از كتاب مقدّس ميكرد ) او را در همانجا متوقّف ميداشت . خدا شناسى ديگر و تفسيرى بهتر از كتاب لازم بود تا به وى مجال آفريدن علمى ديگر را بدهد . . . « 1 » نظريّهء تكامل در انواع ، فرضيّه‌اى است كه به ثبوت علمى نرسيده است ما در همين مجلّد از كتاب « نور ملكوت قرآن » مفصّلًا از وهن و سستى نظريّه تكامل در انواع در ردّ مؤلّف كتاب « خلقت انسان » و اثبات نظريّه استاد علّامه آية الله طباطبائى قدَّس اللهُ نفسَه بحث نموده‌ايم ؛ و به اثبات رسانيده‌ايم كه اين نظريّه جز فرضيّه و تئورى بيش نيست ، و به صورت قانون علمى اثبات نشده است . و در اين صورت حكم به آن از جهت نظر فلسفى ممنوع است ، و از جهت ظهور بلكه صراحت قرآن مجيد درباره خلقت انسان - كه خلقت آدم و زوجه‌اش را از گل بيان نموده است - نيز قابل قبول نيست . و اين بحث كلامى كه انسان خدا را در برابر طبيعت مؤثّر بداند ، غلط است . خداوند و فرشتگان سماوى كه تدبير امور را ميكنند ، در طول عالم

--> ( 1 ) « كيهان فرهنگى » شماره سرى 52 ، تير ماه 1367 شمسى ، شماره 4 ، مقاله بسط و قبض تئوريك شريعت ، ص 17 ، ستون دوّم و سوّم ، دكتر عبد الكريم سروش