السيد محمد حسين الطهراني
381
نگرشى بر مقاله بسط و قبض تئوريك شريعت دكتر عبد الكريم سروش (فارسى)
نظريّهء تبدّل انواع ، صرف فرضيّه بوده و دليل قطعى ندارد اشكال دهم كه بر مقاله ايشان بنام بسط و قبض تئوريك شريعت است ، مسأله قبول تبدّل انواع و پذيرش عدم منتهى شدن نسل انسان به آدم و زوجه خاكى اوست صاحب مقالهء بسط و قبض تئوريك شريعت ، قائل به مذهب داروين است و ايشان با تجليل و تكريمى كه از داروين به عمل ميآورند و او را نابغه فهم و ادراك ، و تسخير كننده تئوريهاى طبيعى ، و به كرسى نشاننده فرض و تئورى بر مسند تحقّق - كه بالاخره لازمهاش ميمونزاده بودن بنى آدم مىباشد ميدانند ، اشكالى ديگر بر اشكالات مقاله افزودهاند . او ميگويد : مورّخان آوردهاند كه : داروين چون به فرضيّه خويش پايبند بود ، ديگر نتوانست صُحف مقدّسه دينى را چنان بفهمد و بپذيرد كه ديگران ميفهميدند و ميپذيرفتند ؛ و به عكس ژُرژ كُووِيه چون به معارف تورات پايبند بود ، نتوانست طبيعت را آنچنان بشناسد كه ديگران ميشناختند . داستان داروين انگليسى مشهور است ، امّا قصّه كوويه فرانسوى هم در خور دانستن است . وى مُبدِع دو اصل مهمّ در جانور شناسى و زمين شناسى بود . و اين هر دو اصل در كام متكلّمان مسيحى بسى شيرين افتاد ؛ چرا كه ظواهر كتب مقدّس را حفظ ميكرد و بدانها پشتوانه علمى ميداد .