السيد محمد حسين الطهراني
361
نگرشى بر مقاله بسط و قبض تئوريك شريعت دكتر عبد الكريم سروش (فارسى)
مطلوب ، گريزى نيست ؛ و همچنين در قياسات استثنائى . و آنچه از هيوم نقل شده است ، مطلب بسيار كوتاه و ضعيفى است كه قابل قياس با تحقيقات رشيق حضرت علّامه نيست . جى اى مور كه نهايت سعه صدر و گسترش ادراكش بدينجا رسيده است كه بفهمد : معناى خوب ، بسيط بوده و قابل تجزيه نيست ، و اين امر مورد اعجاب و شگفت گرديده است ؛ مناسب بود كه از بچّه طلبههاى « حاشيه » خوانده ما پرسيده شود تا به راحتى بيان كنند : خوب و بد و قبح و حسن ، و بسيارى از كلمات عامّ البلوَى مثل عامّ و خاصّ و مطلق و مقيّد ، چون بسيط ميباشند و در جوهره آنها تركيب نيست ، لهذا تعريف آنها به معرّفى كه شامل حَدّ و رَسم باشد ، چه تامّ و چه ناقص ، محال است ؛ فلهذا تعاريفى كه براى آنها شده است همگى شرحُ الاسم ميباشند . تنبيه ششم : موضوع اوّل : تفسير نادرست آيه فطرت ، از مؤلّف « دانش و ارزش » تنبيه ششم : صاحب مقاله بسط و قبض تئوريك شريعت ، در بخش چهارم از كتاب خود : « دانش و ارزش » بعد از آنكه در بخشهاى قبل از آن ، به عقيده خود ، عدم امكان تشكيل برهان عقلى را در مسائل حسن و قبح و ارزشها و خوب و بدها ، و بطور كلّى در جميع اعتباريّات اثبات كردهاند ؛ و چنين تصوّر نمودهاند كه به نيروى منطق شكافى ابدى ميان واقعيّت و اخلاق افكندهاند ؛ « 1 » خواستهاند آن بايدى كه مادر و آغاز بايدهاست نشان دهند . در اينجا چون اوّلًا آيه مباركه فطرت را به گونه خاصّى معنى كردهاند كه با حقيقت امر مطابقت ندارد ، و ثانياً مدّعى شدهاند كه در قرآن كريم ، در بايدها استفاده از مسائل طبيعت و فطرت نشده است ؛ و هيچ حكمى در اين كتاب مقدّس آسمانى نيست كه بر اصل مسائل علمى و واقعيّت تكيه زند و حقائق را به صورت
--> ( 1 ) « دانش و ارزش » ص 289