السيد محمد حسين الطهراني
331
نگرشى بر مقاله بسط و قبض تئوريك شريعت دكتر عبد الكريم سروش (فارسى)
ميگويد ؛ و اين مستلزم دَور است تنبيه دوّم : فطرت ، مطابق با عقل انسانى است نه عقل حيوانى تنبيه دوّم : همانطور كه حضرت آية الله علّامه قدَّس اللهُ سرَّه تصريح فرمودهاند ، مراد از احكام فطرت ، احكامى است كه مطابق عقل باشد ؛ امّا عقل انسانى من حيث إنّه إنسان ، نه عقل حيوانى . عقل حيوانى عبارت است از آنچه را كه انسان با حيوانات در آن مشترك است ، و شعورى است كه وابسته به حواسّ ظاهرى و قوّه خيال است ، و به لذائذ بهيميّه و شهوات و كاميابيهاى مادّى و رياست و جمع حُطام دنيوى و حسّ تفوّق و بلندپروازى و خود محورى و شخصيّت طلبى و نظير اينها دعوت مىكند . و البتّه معلوم است كه اين شعور و ادراك ، انسان را به مقام انسانيّت نميرساند ، بلكه وى را در رتبه حيوانات و از جنس آنها كه برتر از نباتات و جمادات است قرار ميدهد . امّا عقل انسانى كه انسان را انسان ميسازد ، عبارت است از : عبوديّت مَحضه و مطلقه در برابر پروردگار حكيم و عليم ، و انقياد و اطاعت صِرْفه به لحاظ مقام عبوديّتش در برابر عظمت و مقام ربوبيّت آن خلّاق خبير ؛ و حبّ وصول به آن مبدأ ازلى و ابدى ، و شوق و عشق لقاء جمال لا يزالى و فناء در ذات احديّتش جلّ و عزّ ، و تكميل قوّه عاقله و عامله ، و ايثار و از خود گذشتگى و فتوّت و مروّت و صبر و تحمّل و انفاق و خيرات و مبرّاتِ مطلوب ، كه وى را از هستىِ عاريتى و مجازى ميبُرد و به هستى ابدى و حقيقى ملحق ميسازد . اينها و ما شابهها از صفات پيامبران گرامى و ائمّه معصومين و اولياى مقرّبين است كه هدف اصلى و غائى انسانست . و بدين لحاظ احكام فطرت احكامى است كه بايد براى اين نهج از سير و سلوك تشريع و تدوين گردد ، نه احكامى كه عقل انسان مادّى و شهوى بما هو حيوان ، جَعل و تدوين مينمايد و بدان ميرسد . اين نوع از احكام و سُنَن را نميتوان سنّتهاى فطرى و احكام