السيد محمد حسين الطهراني
329
نگرشى بر مقاله بسط و قبض تئوريك شريعت دكتر عبد الكريم سروش (فارسى)
حاذق است ؛ و او مطّلع به علم طبّ نيست . فلهذا به مفاد حكم فطرى و حكم عقلى و حكم شرعى : فَسْئَلُوا أَهْلَ الذِّكْرِ إِنْ كُنْتُمْ لا تَعْلَمُونَ . « 1 » « اگر شما نميدانيد ، به اهل خُبره مراجعه كنيد ؛ و از ايشان بپرسيد ! » واجب و لازم است كه در برابر گفتار پزشك ، تعبّد محض داشت ؛ و گرنه تخطّى و تجاوز از آن ، خودسرى و خود رائى محسوب شده و موجب وقوع در هلاكت است ، و اين يكى از مصاديق انتحار است ؛ و خودكشى عقلًا و شرعاً حرام است . بنابراين رأى طبيب صحيح است ؛ و رأى بيمار غلط است . در احكام شرعيّه نيز مثل طبيب حاذق كه به بواطن امور بدن از تركيبات و فعل و انفعالات و خصوصيّات خون و ميكرب و نوع مرض و ملاحظه كسر و انكسار دارو و تركيب سمّ و تِرياق و زَهْر و پادزهر ، و بالاخره مجموعه حالات بيمار و كيفيّت تأثير دارو مطّلع است ، شارع مقدّس بر جميع احوال مادّى و روحى و كيفيّت عيش و زندگى و طول عمر و عافيت مطلق و صحّت و سلامت نفس و بهره مندى از جميع مواهب الهيّه و استعدادهاى فطريّه و كيفيّت به فعليّت در آوردن آنها را در جميع شؤون فردى و اجتماعى و ايصال به حضرت محبوب على الإطلاق و فناى در ذات اقدس او را به احسن وجه و اكمل طريق ، مطّلع است . فلهذا بايد از پيامبر و وصىّ او و از امام زنده پيروى كرد ، و گرنه خطرات براى بشر قطعى است . و با بريدن از پيوند نبوّت ، به سر بشر آنچه خواهد آمد كه امروز بر سر جوامع بزرگ و ملل متمدّن عالم آمده است . با تماشاى زرق و برق دنيا دل خوش داشتهاند ؛ و همچون كودكان به تماشاى شهر فرنگ مشغول شدهاند ؛ و همه مزاياى اخلاقى و روحى و سجاياى فطرى و
--> ( 1 ) ذيل آيه 7 ، از سوره 21 : الانبيآء