السيد محمد حسين الطهراني

278

نگرشى بر مقاله بسط و قبض تئوريك شريعت دكتر عبد الكريم سروش (فارسى)

مجسّمه و استخوان ساختگى و مصنوعى و چند فسيل طبيعى ناقص و نارسا و ناگويا ، سر فرود نمىآورد ؛ و محكمات را به متشابهات نمى فروشد . امّا ظاهرگرايانى كه عقلشان در چشمشان محدود شده است ، به مجرّد تماشاى چند فسيل كه آن هم فقط حكايت از تغيّر و تكامل در داخل انواع دارد ، فوراً حكم به قضيّة كلّيتر و مطلبى وسيعتر ميكنند و ميگويند : حالا كه تطوّر و رشد و تبدّل در داخل انواع ثابت شد ، بايد آن را هم اصل كلّى عمومى بدانيم و به تبدّل انواع و تغيّرات خارجى آنها نيز سرايت دهيم ؛ و تمام انواع را از يك ريشه و يك جُرثومه بدانيم . از كجا ؟ به چه علّت ؟ به چه مناط ؟ به چه برهان ؟ آيا گوينده اين گفتار جز درهم آميختن مطالب پندارى و وهمى و استقراء ناقص ، چيز ديگرى در هميان خود دارد ؟ ! بياورد و ارائه دهد !