السيد محمد حسين الطهراني

253

نگرشى بر مقاله بسط و قبض تئوريك شريعت دكتر عبد الكريم سروش (فارسى)

پاسخ اين گفتار آنست كه : پذيرفتن مطالب و آراء فلسفى همچون كشك و بادنجان ، و يا آب دوغ و خيار نيست كه گاهى انسان اين را بپسندد و گاهى آن را انتخاب كند . حكيم كه بر اساس منطق قويم و برهان متين ، مقدّماتى را ترتيب ميدهد تا نتيجه‌اى را بردارد ، تمام عالم را الزام بر قبول قول خود مىكند . در اينجا كانت و دكارت چكاره اند ؟ در برابر علم و بينائى ، جهل و كورى يعنى چه ؟ در برابر خورشيد عقل و درايت ، افسانه بافى به چه كار آيد ؟ سرباز زدن از اصول عقليّة برهانيّه ، اعتراف به جهالت و كوردلى است مخالفين گفتار حكيم آنچه در توبره تلاش دارند و آنچه در چنته و آستين دفاع دارند ، بايد در ابطال مقدّمات برهانى او به كار برند ؛ يعنى صغرى و يا كبراى مسأله را ابطال كنند و يا در قياس استثنائى وى تشكيك كنند ، البتّه در اين صورت غلبه با آنهاست ، كسى هم حرفى ندارد ، كانت باشد و يا غير وى . امّا در صورت عدم اقتدار بر تشكيك اصول عقليّه و مقدمات برهانيّه مسلّمه حكيم ، دم از اين و آن زدن ، و سر از اين و آن مكتب در آوردن جز اعتراف به جهل و اقرار و إغراء بر نادانى ، چيز دگرى ميتواند بوده باشد ! ؟