السيد محمد حسين الطهراني

220

نگرشى بر مقاله بسط و قبض تئوريك شريعت دكتر عبد الكريم سروش (فارسى)

مختار ذو الإراده رها كرده ، و انكار وجود خالق عليم را نموده‌اند . الهيّون به مكتبهاى مختلف منقسم شده ، برخى انكار علل معنوى را نموده و عامل را فقط همين علل مادّى دانسته‌اند ، و برخى علل مادّى را انكار كرده و فقط علل معنوى را مؤثّر در جهان پنداشته‌اند . و آنهائى كه هم به علل طبيعيّه و هم به علل معنويّه معتقد شده‌اند ، در كيفيّت ارتباط و تأثير آن دو با هم ، فرومانده‌اند و مطالب متشتّت و متفرّق آورده ، و نهج قويم و راه متينى را كه عارى از تناقض در گفتار و يا تهافت در استدلال باشد ، ارائه نكرده‌اند . امّا قائل شدن به علّتهاى مادّيّه كه ضرورت و مشاهده ايجاب مىكند ، و تبعيّت آنها از علّتهاى معنويّه كه نيز ضرورت برهان و ضرورت كشف بالعيان ثابت ميدارد ، تا برسد به حضرت واحد حىّ قيّوم كه خود مبدأ و منشأ و مُعيد و مَعاد همه است ، همچون آب صافى زلال خنك و گوارائى است كه در فصل تموز بر جگر سوختگان وادىِ طلب و پويندگان باديه معرفت ميريزد ، و تمام اشكالها را حلّ مينمايد ؛ و باور نكردنيها را بالبداهه مبرهن مىكند . از طرفى اين سلسله علّيّت را با اين قوام و استحكام ميپذيرد و صِحّه مينهد ، و از طرفى وحدت حضرت علّة العلل را به تمام معنى الكلمه چه وحدت در ذات و چه در صفات و چه در افعال ، مستدلّ و پا بر جا ميدارد . قائل شدن به سلسله علّتهاى طوليّه ، هم ضامن فلسفى و هم عرفانى و هم قرآنى دارد ؛ و گرهگشاى مشكلات عويصه و غموضات عسيره در باب كلام و حكمت است . و براى شخص باحث كنجكاو از وصول به حقائق ، هيچ مفرّى و گريزى نيست مگر آنكه آن را بپذيرد و از جان و دل قبول كند . اگر تأثير دارو و تأثير ميكرب را از علل طبيعيّه جدا كنيم ، راه غلط پيموده‌ايم ، و اگر تأثير خدا را در آن دو انكار نمائيم باز راه غلط را پيموده‌ايم ؛ امّا