السيد محمد حسين الطهراني

197

نگرشى بر مقاله بسط و قبض تئوريك شريعت دكتر عبد الكريم سروش (فارسى)

مفسّر قرآن بايد عارف به لسان قرآن باشد اين افرادى كه تفسير مينويسند و به منطق قرآن آشنائى ندارند ، و ميخواهند طبق علوم و مُدركات خودشان قرآن را پياده كنند ، سَر از اين مطالب در ميآورند كه ميكرب را شيطان ميگويند ، و قصص قرآن را تمثيل و در حقيقت خيالبافى و افسانه ارائه ميدهند ؛ وَ حاشا مِنْ كَلامِهِ الْعالى كه خودش فرمود : إِنَّا جَعَلْناهُ قُرْآناً عَرَبِيًّا لَعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ * وَ إِنَّهُ فِي أُمِّ الْكِتابِ لَدَيْنا لَعَلِيٌّ حَكِيمٌ « 1 » كه تا اين حد به مطالب كوتاه و تخيلات و هميه سقوط كند . اگر اين گونه مفسّران فقط يك آيه را از قرآن ميفهميدند ، تا آخر عمر دست خود را براى برداشتن قلم تفسير بلند نميكردند ؛ و آن آيه اينست كه : وَ ما أُوتِيتُمْ مِنَ الْعِلْمِ إِلَّا قَلِيلًا . « 2 » « به شما از علم و دانش داده نشده است جز مقدار اندكى ! » وقتى انسان بداند كه علمش كوتاه است ، مطالب راقيه و مهمّه و عاليه قرآن را كه به فكرش نميرسد ، به حال خود واميگذارد و تا آخر عمر به دنبال پى جوئى و كاوش ميرود ، تا مسأله براى او منكشف گردد ؛ نه آنكه پيوسته فرمول حفظى همگانى را بر زبان آورده و تكرار كند كه : علم بدين مطلب گواهى نداده است ! تجربه اثبات نكرده است ! فيزيولوژى و بيولوژى و و و چنين و چنان . آخر فيزيولوژى و بيولوژى را به كشف جنّ و شيطان ، و يا به ديدار فرشته و ملائكه چكار ؟ ! اطّلاع بر اين امور راه دگرى دارد ، و تا انسان در آن علم وارد نباشد حقّ مداخله در آن را ندارد . و اين مطلب از واضحات است كه : شعبه‌هاى علوم

--> ( 1 ) آيه 3 و 4 ، از سوره 43 : الزّخرف « ما اين كتاب سماوى را قابل قرائت ، و فصيح و روشن قرار داديم به اميد آنكه شما آن را بفهميد و ادراك كنيد . و اين قرآن در عالم امّ الكتاب در نزد ما بسيار عالى و محكم است . » ( 2 ) ذيل آيه 85 ، از سورهء 17 : الاسرآء