السيد محمد حسين الطهراني
191
نگرشى بر مقاله بسط و قبض تئوريك شريعت دكتر عبد الكريم سروش (فارسى)
و از ذكر او سر بپيچد ، او را به عذابى غير قابل تحمّل و سخت و از پا در آورنده وارد مىكند . » وَ أَنَّ الْمَساجِدَ لِلَّهِ فَلا تَدْعُوا مَعَ اللَّهِ أَحَداً * وَ أَنَّهُ لَمَّا قامَ عَبْدُ اللَّهِ يَدْعُوهُ كادُوا يَكُونُونَ عَلَيْهِ لِبَداً . « 1 » « و اينكه محلّها و مواضع سجده اختصاص به خدا دارد ؛ بنابراين نبايد با خدا كسى ديگر را در خواندن ضميمه نمود و شريك در دعا و پرستش و سجود قرار داد . و اينكه هنگامى كه بنده خدا محمّد مصطفى برخاست تا خدا را بخواند و در مسجدالحرام به نماز ايستد ، آنقدر مشركين در اطراف او جمع شدند و براى مزاحمت هجوم آوردند كه نزديك بود همه با هم بر سر او فروريزند » . به تمام افراد جنّ مثل انسان تكليف مىشود ؛ و جهنّم و بهشت پاداش عمل است امّا درباره اينكه هر كس از دو طائفهء جنّ و انس با هم مىتوانند در باطن و يا در ظاهر آشنائى و رفاقت پيدا كنند ، و در ايمان و يا در كفر يكديگر را كمك كنند ، و خلاصه بر روى هم اثر داشته باشند ، با حفظ اراده و اختيار و انتخاب هر يك از دو فريق ، آياتى در قرآن مجيد وارد است : خداوند دربارهء روز بازپسين كه دو طائفه جنّ و انس را مجتمع مىكند و با آنها اتمام حجّت مينمايد كه : با وجود پيغمبرانى از شما كه بسوى شما آمدند ، چرا راه خلاف را پيموديد و از يكديگر بدون لزوم و اجبار تبعيّت كرديد و بالنّتيجه عاقبت امر شما منجرّ به خُسران و زيان و عذاب شد ؛ چنين ميفرمايد : وَ يَوْمَ يَحْشُرُهُمْ جَمِيعاً يا مَعْشَرَ الْجِنِّ قَدِ اسْتَكْثَرْتُمْ مِنَ الْإِنْسِ وَ قالَ أَوْلِياؤُهُمْ مِنَ الْإِنْسِ رَبَّنَا اسْتَمْتَعَ بَعْضُنا بِبَعْضٍ وَ بَلَغْنا أَجَلَنَا الَّذِي أَجَّلْتَ لَنا قالَ النَّارُ مَثْواكُمْ خالِدِينَ فِيها إِلَّا ما شاءَ اللَّهُ إِنَّ رَبَّكَ حَكِيمٌ عَلِيمٌ * وَ كَذلِكَ نُوَلِّي بَعْضَ الظَّالِمِينَ بَعْضاً بِما كانُوا يَكْسِبُونَ * يا مَعْشَرَ الْجِنِّ وَ الْإِنْسِ
--> ( 1 ) / آيات 18 و 19 ، از سوره 72 : الجنّ