السيد محمد حسين الطهراني
181
نگرشى بر مقاله بسط و قبض تئوريك شريعت دكتر عبد الكريم سروش (فارسى)
مسّ كند ، و اين در صورتى است كه مزاج فاسد شود بدون عارضه اجنبى . و جنون حاصل از مسّ احياناً در افرادى پديد ميآيد ؛ و آن علامات و أماراتى دارد كه حاذقين در اين فنّ آن را بدان نشانهها ميشناسند . و گاهى در بعضى از بدنها بر بعضى از كيفيّات مخصوصهاى ، ريح و هواى متعفّنى كه روح خبيثى مناسب آن است و به آن تعلّق دارد داخل مىشود و جنونى تامّ و كامل در آن پيدا مىشود . و چه بسا آن بخار و هواى متعفّن بر حواسّ غلبه مىكند و آنها را بكلّى از كار مياندازد و باطل مينمايد ، و آن روح خبيث و پليد بطور استقلال در بدن تصرّف مىكند ، پس آن روحى كه بر اين شخص مسلّط شده و آن نفس خبيثى كه در او قيام كرده است ، با آلات اين شخص سخن ميگويد و برميدارد و راه ميرود و كارهاى دگرى را انجام ميدهد ؛ بدون شعور و ادراك اين شخص نسبت به چيزى از اين امور . و اين نوع از جنون بقدرى واضح و مشهود است كه مانند امور مشاهَد و محسوس ، منكر آن را بايد در زمره منكر مشاهَدات به شمار آورد . معتزله و قَفّال از شافعيّه گفتهاند : « بودن صرع و جنون از ناحيه شيطان ، گفتارى است باطل ، چون شيطان اينطور قدرتى را ندارد . و خداوند از زبان او حكايت مىكند كه : وَ ما كانَ لِي عَلَيْكُمْ مِنْ سُلْطانٍ « 1 » الآية . « و من قدرت و تسلّطى بر شما بنى آدم ندارم . » و اين آيه تخبّط انسان از مسّ شيطان ، بر مظنّه و گمان عرب وارد شده است كه معتقد بودند : شيطان انسان را مخبّط مىكند و صرع پيدا مىشود . و يك نفر جِنّى به انسان مىزند و مسّ مىكند و عقلش را خراب مينمايد . » اين رأى و نظريّه فقط پندارى است و حقيقتى ندارد و استوار نيست
--> ( 1 ) ؛ قسمتى از آيه 22 ، از سوره 14 : إبراهيم