السيد محمد حسين الطهراني

175

نگرشى بر مقاله بسط و قبض تئوريك شريعت دكتر عبد الكريم سروش (فارسى)

و در نزد اطبّاى اين عصر ثابت شده است كه : صرع از امراض عصبى است كه مانند سائر امراض با عقاقير « 1 » گياهان داروئى و ريشهء گياهان ) و با سائر انواع جديد از معالجات ، علاج ميپذيرد ؛ و گاهى بعضى از اقسام آن با اوهام « 2 » قواى وَهْميّه ) معالجه ميشوند . و ليكن اين ، برهان قطعىّ نيست بر اينكه : اين مخلوقات پنهان كه از آنها به جنّ نام برده مىشود ، محال است كه با مردمى كه استعداد مرض صرع را دارند ، يك نوع رابطه و اتّصالى داشته باشند ، و از اسباب و علل صرع در بعضى از حالات بوده باشند . متكلّمين ميگويند : جنّ عبارت است از اجسام زنده پنهانى كه ديده نميشوند . و ما كراراً در تفسير « المَنار » گفته‌ايم كه : در باره اجسام زنده و پنهانى كه در اين عصر بواسطه ميكروسكوپها و ذرّه‌بينهاى قوى شناخته شده‌اند - و به نام ميكرب ناميده ميشوند - صحيح است كه گفته شود : آنها نوعى از جنّ بوده باشند . و به ثبوت رسيده است كه آنها علّت و منشأ أكثر از امراض ميباشند . ما اين مطلب را در تأويل روايت وارده كه طاعون از وَخْز « 3 » جنّ ( تيرى كه به بدن

--> ( 1 ) در « أقرب الموارد » مادّه عَقَرَ آورده است : العَقّار فعّال است براى مبالغه ، به معناى دواء ؛ و يا آن چيزى كه با آن مداوا مىشود ؛ از گياهان و يا ريشه آنها ، جمع آن : عقاقير . و در « صحاح » گويد : الْعَقاقير : اصولُ الادْوِية ، واحِدُها : عَقّار . ( 2 ) در « أقرب الموارد » مادّه وَهَمَ آورده است : الوَهْم كه جمعش أوْهام است گاهى گفته مىشود بر قوّه وهْميَّة از حواسّ باطنه كه شأنش ادراك معانى جزئيّه متعلّق به محسوسات باشد ، مانند شجاعت زيد و سخاوتش . و اين همان قوّه‌اى است كه در گوسپند به او ميگويد : از گرگ بايد گريخت ، و به بچّه بايد مهربانى نمود . ( 3 ) در « أقرب الموارد » در مادّه وَخَزَ آورده است : وَخَزَه يَخِزُه وَخْزًا : طَعَنَهُ طَعْنَةً غَيْرَ نافِذَةٍ بِرُمْحٍ أوْ إبْرَةٍ أوْ غَيْرِ ذَلِك .