السيد محمد حسين الطهراني

164

نگرشى بر مقاله بسط و قبض تئوريك شريعت دكتر عبد الكريم سروش (فارسى)

كه رَبِّ ، عين نداى او بوده است . ) و نيز از أمثلهء مجاز گفتار خداوند تعالى است : وَ كَمْ مِنْ قَرْيَةٍ أَهْلَكْناها « 1 » در جاى أرَدْنا هَلاكَها ؛ يعنى : « چه بسيار از قريه‌هائى كه ما ايشان را هلاك نموديم » در جاى اينكه بگويد : ما ارادهء هلاك آنها را نموديم . به قرينهء اينكه سپس ميگويد : فَجاءَها بَأْسُنا « پس بأس ما بدانها رسيد » زيرا بأس همان معناى هلاك كردن است . و همچنين از أمثلهء مجاز گفتار خداوند تعالى است : وَ حَرامٌ عَلى قَرْيَةٍ أَهْلَكْناها « 2 » در جاى أرَدْنا هَلاكَها يعنى : « ممتنع است بر قريه‌اى كه ما آنان را هلاك كرديم » در جاى اينكه بگويد : ما ارادهء هلاكت ايشان را كرديم . به قرينهء اينكه پس از آن ميگويد : أَنَّهُمْ لا يَرْجِعُونَ « كه ايشان بازگشت كنند » يعنى از معاصى و گناهان خود دست بردارند ، به علّت خِذْلان . و از همين قبيل است : ما آمَنَتْ قَبْلَهُمْ مِنْ قَرْيَةٍ أَهْلَكْناها أَ فَهُمْ يُؤْمِنُونَ . « 3 » « پيش از اين گروهِ كفّار ، هيچيك از مردمان قريه‌هائى كه ما ايشان را هلاك كرديم ايمان نياوردند . بنابراين آيا اينها ايمان ميآورند ؟ » يعنى ما ارادهء هلاكتشان را نموديم . زيرا معناى آيه اينست : هيچيك از اهالى قريه‌هائى را كه ما ارادهء هلاكتشان را نموديم ، ايمان نياوردند ، پس آيا مىشود كه اينها ايمان بياورند ؟ ! و چقدر نظم و سياق اين گفتار بر اراده و وعيد به اهلاك آنها ، دلالت مهمّى دارد

--> ( 1 ) ! صدر آيه 4 ، از سورهء 7 : الاعراف ( 2 ) صدر آيه 95 ، از سورهء 21 : الانبيآء ( 3 ) آيه 6 ، از سورهء 21 : الانبيآء