السيد محمد حسين الطهراني

154

نگرشى بر مقاله بسط و قبض تئوريك شريعت دكتر عبد الكريم سروش (فارسى)

گسترش زبان و ادبيّات و استعمال مجازات و استعارات گوناگون « 1 » موجب

--> ( 1 ) تعريف و أقسام استعاره - استعاره در حقيقت مجاز است ، و فرق ميان آن و تشبيه آنست كه در تشبيه بايد ادات تشبيه ذكر شود ، مثل : زيدٌ كالاسد « زيد شبيه شير است » و در استعاره اينطور نيست . استعاره آنست كه : يكى از دو جانب تشبيه ذكر شود ؛ و مراد جانب ديگر باشد ، به ادّعاى دخول مشبَّه در جنس مشبُّهٌ بِه با اثبات بعضى از مختصّات مشبَّهٌ به را براى مشبَّه . و آن بر دو قسم است : استعارهء مصرَّحٌ بها و استعارهء بالكناية . اوّل آنست كه : آن يكى از دو جانب تشبيه كه مذكور است مشبَّه به باشد . مثل اينكه بگوئى : رَأيتُ أسدًا فى الحَمّام « من شيرى را در حمّام ديدم » كه مراد از شير ، مرد شجاع است . دوّم آنست كه : آن يكى از دو جانب تشبيه كه ذكر شده است مُشبَّه باشد مثل : و إذا الْمَنيّةُ أنْشَبتْ أظْفارَها « و در وقتى كه مرگ چنگالهاى خود را فرو برد » زيرا در اين عبارت ، مرگ را به حيوان درنده تشبيه نموده و مشبّه كه مرگ باشد مذكور است . سكّاكى در « مفتاح العلوم » ص 198 و 199 ، از علم بيان گويد : فقط قسم استعارهء مصرّح بها به دو قسم : تحقيقيّه و تخييليّه منقسم مىشود . مراد از تحقيقيّه آنست كه مشبّهى كه در كلام ذكرش نيامده است ، چيز متحقّقى باشد ، يا حسّى و يا عقلى . و مراد از تخييليّه آنست كه : مشبَّه متروك ، چيز وهمى باشد و تحقّقى در خارج و يا در عقل نداشته باشد ، بلكه تحقّقش مجرّد وهم و پندار باشد . و هر يك از اين دو قسم يا قطعيّه هستند ، و يا احتماليّه . مراد از قطعيّه آنست كه : مشبّه متروك حملش بر آنچه تحقّق حسّى و يا عقلى و يا وهمى دارد ، متعيّن باشد . و مراد از احتماليّه آنست كه : مشبّه متروك صلاحيّت حمل را داشته باشد ؛ گاهى بر چيزى كه تحقّق دارد و گاهى بر چيزى كه تحقّق ندارد ( مگر در وهم ) . بنابراين اگر دو قسمى را كه احتمالى است - چه تحقيقى و چه تخييلى - يك قسم حساب كنيم ، مجموع اقسام استعاره‌ها چهار مىشود : 1 - استعارهء مصرّح بها تحقيقيّة قطعيّه 2 - استعارهء مصرّح بها تخييليّة قطعيّه 3 - استعارهء مصرّح بها احتماليّه أعم از تحقيقيّه و تخييليّه 4 - استعارهء بالكنايه . از اين گذشته گاهى استعاره را به أصليّه و تبَعيّه قسمت ميكنند . معناى أصليّه آنست كه : معناى تشبيه اوّلًا و بالذّات در مستعار داخل باشد ؛ و مراد از تبعيّه آنست كه : معناى تشبيه در مستعار به عنوان اوّلى داخل نباشد . و گاهى نيز به استعاره ، تجريد ملحق مىشود ؛ در اين صورت آن را استعارهء مجرّده نامند ، و گاهى ترشيح ملحق ميگردد و آن را استعارهء مُرَشّحه گويند . و بنابراين ، مجموع اقسام استعارات هشت تا مىشود كه بايد در يكايك آنها بحث نمود . و سكّاكى مفصّلًا به شرح و توضيح هر يك ، جداگانه ميپردازد .