السيد محمد حسين الطهراني
131
نگرشى بر مقاله بسط و قبض تئوريك شريعت دكتر عبد الكريم سروش (فارسى)
قرنها بگذشت و اين قرن نويست * ماه آن ماهست و آب آن آب نيست عدل آن عدلست و فضل آن فضل هم * ليك مستبدل شد آن قرن و امَم قرنها بر قرنها رفت اى همام * وين معانى برقرار و بر دوام آب مُبْدَل شد در اين جو چند بار * عكس آن خورشيد دائم برقرار « 1 » جهان مرآت حسن شاهد ماست * فَشاهِدْ وَجْهَهُ فى كُلِّ مِرْءَات علوم دينيّه بايستى براى راهيابى به عرفان خداوند باشد تا دل از انوار إلهى منوَّر گردد اينك كه طلّاب علوم دينيّه از هر شهر و بلدى و از هر كوى و برزنى به سوى حوزههاى علميّه گسيل ميشوند ، اگر با جان خود اين معنى را لمس كنند و از سويداى دل خود دريابند كه : علوم دينيّه نيز اگر وسيله زندگى و سرمايه دنيا باشد و بس ، با سائر حِرَف و فنون تفاوتى ندارد ؛ و اگر براى راهيابى به سوى خدا و عرفانش و براى تحقيق از سرّ عالم خلقت و علوم حقّه حقيقيّه باشد ، خداوند رحيم نيز باران فيض رحمت خود را بر آنان مىبارد و دلهايشان را از انوار جمال و جلال خود درخشان ميگرداند . مولانا در دفتر دوّم « مثنوى » گفته است : هر كجا دردى دوا آنجا رود * هر كجا فقرى نوا آنجا رود هر كجا مشكل جواب آنجا رود * هر كجا پستى است آب آنجا رود
--> ( 1 ) « مثنوى معنوى » ملّاى رومى ، طبع ميرخانى ، ج 6 ، ص 607 ، سطر 22 ؛ و ص 608 ، سطر 1 و 2