السيد محمد حسين الطهراني

128

نگرشى بر مقاله بسط و قبض تئوريك شريعت دكتر عبد الكريم سروش (فارسى)

گسترش شعاع وجودى خود ، سطح عظيمى از مردم تابع و پيرو را به دنبال خويش كشيده ، و همه منصورانه و مظفّرانه با سعادت تامّه و عافيت كامله بدون غلّ و غشّ و گرفتگى چهره ، خندان و شاداب به سوى بهشت رهسپار شوند ؛ هم دنيايشان آباد و هم آخرتشان . مردمى باشند امين و مأمون ، و از خود گذشته و به خدا پيوسته و در حرم عزّ و وقار آرميده ، بلند نظر و بلند همّت ، شكور ، صبور ، قانع ، متواضع ، شجاع ، با ظرفيّت ؛ كه مدارج علمى از فقه و اصول و حكمت و فلسفه و تفسير و حديث و تاريخ و غيرها را طىّ كرده ، و در معارج عملى و عرفان الهى در دست استاد موحّدِ رسيده و اصل كامل ، مدّتها در سير بوده ، و ساليان درازى را در دامان وى پرورش يافته باشند . و جامع بين حكمت نظرى و عرفان عملى ، و در فقه خبير و بصير ، و به سيره رسول الله و منهاج پيشوايان دينى داراى اطّلاع تامّ ، و به قرآن مجيد كتاب الهى وارد ، و از شأن نزول و تفسير آيات كاملًا با خبر بوده ، و خودشان نيز قرآن و يا بيشترِ از آن را حفظ داشته باشند . آيا كسى كه خود را رهبر دين به سوى خدا ميداند ، ميتواند خود معرفت به خداى را نداشته باشد و بگويد : معرفت همان معرفت اجمالى است كه خداوند يكى است و بس ؛ همان معرفتى را كه پيره زنان دارند ؟ ! امام ما : حضرت صادق عليه السّلام اينطور نميگويد . حوزههاى علميّه براى تربيت فقيه عارف بالله است در « وافى » از « كافى » از محمّد بن سالم بن أبى سَلِمَة ، از أحمد بن رَيّان ، از پدرش ، از جميل بن دُرّاج ، از أبو عبد الله حضرت صادق عليه السّلام وارد است كه : قَالَ : لَوْ يَعْلَمُ النَّاسُ مَا فِى فَضْلِ مَعْرِفَةِ اللَهِ تَعَالَى مَا مَدُّوا أَعْيُنَهُمْ إلَى مَا مُتِّعَ بِهِ الاعْدَآءُ مِنْ زَهْرَةِ الْحَيَوةِ الدُّنْيَا وَ نَعِيمِهَا وَ كَانَتْ دُنْيَاهُمْ أَقَلَّ عِنْدَهُمْ مِمَّا يَطُونَهُ بِأَرْجُلِهِمْ وَ لَنُعِّمُوا بِمَعْرِفَةِ اللَهِ تَعَالَى وَ تَلَذَّذُوا بِهَا تَلَذُّذَ مَنْ لَمْ يَزَلْ