السيد محمد حسين الطهراني
117
نگرشى بر مقاله بسط و قبض تئوريك شريعت دكتر عبد الكريم سروش (فارسى)
در ابيات فوق صريحاً بدان زبان گشود . و همچنين ميفرمايد : علمهاى اهل حسّ شد پوزبند * تا نگيرد شير ز آن علم بلند « 1 » حقّاً او در اين بيت ، از جهت افاده حقّ مطلب و رسانيدن روح و جان مسأله غوغا كرده است . ميگويد : همانطورى كه به بچه گاو و يا گوسفند پوزبندى ميبندند ، تا نتواند از پستان مادر خود شير بخورد ، همينطور علومى را كه مردم براى دنيا ميآموزند و در آنها اثرى از تكامل نفس نيست ، و بشر را از رِقّ عبوديّت مادّه و طبيعت بيرون نمى كشد و به عالم وسيع و فسيح تجرّد و تقرّب و عرفان حضرت معبود سوق نميدهد ، پوزبندهائى هستند كه بر افكار و آراء و دماغشان نهاده شده است تا نتوانند سر بلند كرده و از معارف حقّه حقيقيّه و علوم سرمديّه بهره بگيرند و آب حيات معنوى و شير علوم حقيقى را با دهان خود مكيده و از پستان علوم عالم بالا كه انسان ساز است و مربِّى بشريّت است ، سيراب و إشباع گردند . توسعه علوم تجربى بدون ربط با خدا ، بر ضرر بشريّت است در اينجاست كه بايد بر بدبختى لاوازِيه و نيوتن و اينشتَين و همقطارانشان ، و بر جميع مدّاحان و پيروان مكتبشان گريست كه عمر خود را در چه مصرف كردند ؟ ! و چه بهرهاى از انسانيّت بردند ؟ ! و علاوه بر آنكه اين اكتشافات به نفع بشر تمام نشد ؛ صد در صد بر زيان آنها شد
--> ( 1 ) « مثنوى » طبع ميرخانى ، ج 1 ، ص 28 ، سطر 10 ؛ روايت عالى المضمونى را غزالى در « إحيآء العلوم » ج 1 ، ص 7 روايت مىكند كه : قيلَ يا رَسولَ اللَهِ : أىُّ الاعْمالِ أفْضَلُ ؟ فَقالَ : الْعِلْمُ بِاللَهِ عَزّ وَ جَلَّ . فَقيلَ : أىَّ الْعِلْمِ تُريدُ ؟ ! قالَ : صَلَّى اللَهُ عَلَيْهِ ( وَ ءَالِهِ ) وَ سَلَّمَ : الْعِلْمَ بِاللَهِ سُبْحانَهُ . فَقيلَ لَهُ : نَسْأَلُ عَنِ الْعَمَلِ وَ تُجيبُ عَنِ الْعِلْمِ ! فَقالَ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ ( وَ ءَالِهِ ) وَ سَلَّمَ : إنَّ قَليلَ الْعَمَلِ يَنْفَعُ مَعَ الْعِلْمِ بِاللَهِ ؛ وَ إنَّ كَثيرَ الْعَمَلِ لا يَنْفَعُ مَعَ الْجَهْلِ باللَهِ .