السيد محمد حسين الطهراني

114

نگرشى بر مقاله بسط و قبض تئوريك شريعت دكتر عبد الكريم سروش (فارسى)

و حكيم سنائى چه مشروح گويد : اى هواهاى تو هوى انگيز * وى خدايان تو خداى آزار ره رها كرده‌اى از آنى گم * عزّ ندانسته‌اى از آنى خوار علم كز تو تو را نه بستاند * جهل از آن علم به بود صد بار غول باشد نه عالِم آنكه ازو * بشنوى گفت و نشنوى كردار دِه بود آن نه دِل كه اندر وى * گاو و خر باشد و ضياع و عقار كى در آيد فرشته تا نكنى * سگ ز در دور و صورت از ديوار ؟ افسرى كان نه دين نهد بر سر * خواهَش افسر شمار و خواه افسار قائد و سائقِ صراط الله * به ز قرآن مدان و به ز اخبار « 1 »

--> ( 1 ) « ديوان سنائى » طبع أميركبير ، از ص 117 تا ص 124 ، قصيده شيوائى دارد كه مجموعاً يكصد و چهل و چهار بيت است ، و ما اين ابيات را از آن انتخاب نموديم .