السيد محمد حسين الطهراني

83

نگرشى بر مقاله بسط و قبض تئوريك شريعت دكتر عبد الكريم سروش (فارسى)

--> دانشگاه ناپل كه امپراطور فردريك دوّم آن را تأسيس كرده بود ، علوم عربى را پخش نموده و منتشر ميساختند . از كريت در سال 212 تا صقلّيّه در سال 216 يعنى در نيمه اوّل از قرن نهم ميلادى ، عرب جزيره‌هاى بحر ابيض ( درياى سفيد ) را تصرّف كرد همچنانكه بر بارى ، و برينديزى در وسط ايتاليا استيلا يافتند ، و سيطره آنان بر دو ايالت كاميانيا و ابروزى ( آبروتتسى ) استوار شد ، و در آن دو محلّ ، حكومتهاى عربى اقامه نمودند ؛ و قدرت و حكومت عرب اندلس تا جنوب فرانسه در ايالت پرووانس امتداد يافت ، و روم را محاصره كردند . لباسهاى پاپ با حروف عربى مزيّن و مُطَرّز بود . و تحت تأثير واقع شدن دانته از تمدّن عرب در كتاب « كمدى إلهى » واضح است ؛ و اوست كه در كتابش از صلاح الدّين ايّوبى ، و از دوك گودفُرُواى ( سلطان گودفُرُواى پادشاه بيت المقدس در جنگ با صليبيها بود ) ياد مىكند . و اعزام سفراء ميان ملوك و امراء فرنگ با سلاطين اسلام ، همه گونه اسباب تمدّن را به سوى اروپا كشيد . و كتابهاى ابن رُشد و غزالى در آن ايّام تأمين كننده غذاى علمىِ فكر اروپائى بود . و نوشتجات قدّيس توماس اكوين ( القدّيس توما ) ناطق است به تأثّر ظاهر يا نقل كامل از تمدّن و حَضارت اسلام . و اوّلين رصد فلكى كه در اروپا بر پا شد آن را عرب در اشبيليّه بر پا كردند . و اوّلين مدرسه پزشكى در اروپا همانست كه در سالِرن اقامه نمودند . و از سال 970 در غَرناطه اسپانيا 120 مدرسه كه از آنها 17 مدرسه بزرگ و 27 مدرسه مجّانى بود تأسيس كردند كه در آنها أشراف و نُبَلاى اروپا علوم عربيّه را ميآموختند . و هنگاميكه طُليطله در سنه 1085 بواسطه غلبه اسپانيها سقوط كرد ، در آنجا مدارسى را براى ترجمه علوم عربى دائر نمودند ؛ و اين نقل علوم متوقّف نماند ، بلكه بواسطه سقوط قُرطُبه ( كُردُبا ) در سنه 1236 و سپس سقوط غرناطه ( گرانادا ) در سنه 1492 مصادر و محلّه‌اى جديدى براى ترجمه آماده و مهيّا شد . و بعد از سقوط طليطله ، دربار آلفونسو ششم كاملًا به خود رنگ فرهنگ و تمدّن عرب را گرفته بود ، بلكه وى خود را امپراطور دو عقيده : مسلمان و مسيحى خواند . و آلفونسو پنجم ملقّب به حكيم كه پادشاه قشتاله ( كاستيل ) از سنه 1252 تا 1284 ميلادى بود ، بزرگترين مبلّغ تمدّن و فرهنگ عرب بشمار ميآمد ، و يهود براى وى جميع كتابهاى عرب را گرد آوردند . و در سنه 1250 در طليطلة ، جماعت وعّاظ ( هيئت مبلّغان ) مدرسه‌اى براى تدريس لغت عربى و عبرى تأسيس نمودند به قصد نصرانى كردن مسلمين ، همچنانكه كتابهائى در دفاع از مسيحيّت ، ضدّ مسلمين تأليف شد . و اسقف استفان در پاريس در كتابهاى ابن رشد مناقشه ميكرد . و در آخر دوران مسلمين در اندلس محكمه‌هاى تفتيش در مقابل علم و فلسفه كه از انتشار آنها از كتابهاى مسلمين در خوف افتاده بودند ، تشكيل شد . و در بحر در مدّت هجده سال ( از 1481 - 1499 ) اين محكمه‌ها 10220 مرد را زنده آتش زدند ؛ و 6860 نفر را به دار كشيدند ، و 97000 نفر ديگر را به سائر انواع عقوبتها ، عقوبت كردند . و در سنه 1502 مجمع لاترانا مقرّر نمود تا هر كس در فلسفه ابن رشد نظر اندازد مورد لعنت قرار گيرد ، چونكه ابن رشد ، قائل به آزادى عقل است . مراجعه شود به فصل دوّم با عنوان : « قوّةُ الحَضارةِ العِلميّة » از باب اوّل در كتاب ما : « توحيدُ الامّةِ العربيّة » فقرات 4 تا 18 .