السيد محمد حسين الطهراني
80
نگرشى بر مقاله بسط و قبض تئوريك شريعت دكتر عبد الكريم سروش (فارسى)
--> طبيعى و روح علمى است . اينها دو نيروئى هستند كه علم جديد را جدا و ممتاز ميكنند . سپس ميافزايد : « آنچه را كه علوم ما به عرب مديون است ، تنها اكتشاف نظريّات مبتكرانه و جوّال متحرّك نيست ؛ علم مديون تمدّن و فرهنگ اسلامى است به بيش از اين مقدار ؛ چرا كه يونانيان طرقى را ابداع نموده راههائى را گشودند و احكام و مسائلى را تعميم دادند ، و ليكن راههاى تحقيق و جمعآورى علوم تجربى و تدوين آنها و روشهاى دقيق علمى و ملاحظه تفصيلى عميق و بحث و فحصهاى تجربى ، تمام اينها از مزاج علوم يونانى ، غريب بودهاند . آنچه را كه ما علم ميناميم و در اروپا ظاهر شد ، نتيجه روح تازهاى است در بحث و تحقيق . و نتيجه طرق جديدهاى است در استقصاء و تتبّع كه همان طريقه تجربه و ملاحظه و قياس است . و نتيجه تطوّر و دگرگونى علوم رياضى است به صورتى كه يونان آن را نشناخته بود . و اين روح ، و اين مناهج را عرب داخل جهان اروپا نمود . » يا همچنانكه مستشرق معاصر : برنارد لويس ميگويد : اروپاى قرون وسطى ، دَيْن دو چندانى را به معاصرين عرب خود متحمّل شد . ايشان بودند كه واسطه در انتقال جزء كبيرى از آن ميراث گرانقيمت كه به اروپا منتقل شد بودند . همانطور كه اروپا از عرب آموخت طريقه تازه قرار دادن عقل و انديشهء را بر فراز قدرت ، و طريقه وجوب بحث مستقلّ و تجربه را . و اين دو امر مهمّ و دو اساس ، سهميّه بزرگى داشتند در پشت سر گذاردن قرون وسطى ، و إعلام به عصر نهضت . راجر بيكن چنان تحت تأثير منهج عربى و رفض منهج ارسطوئى كه سيطره بر انديشهء اروپائى نموده بود ، از جهت فساد در بعضى استنتاجاتى كه در علوم طبيعى دستگيرش شده بود ، قرار گرفت كه ميگويد If it had my way , I should burn all books of Aristotle for the study of them Can Lead to a Lossof time , produce error , increase ignorance . و عربىاش اينست : لَوْ اتيحَ لىَ الامرُ لَاحرَقْتُ كلَّ كُتبِ أرَسطو . لِانّ دِراستَها يُمْكِنُ