السيد محمد حسين الطهراني
27
نور ملكوت قرآن از قسمت أنوار الملكوت (فارسى)
مورّخ معاصر ما ، عبّاس إقبال آشتيانى گويد : « قرن سيزدهم و چهاردهم اروپا دورهء روى كار آمدن يك عدّه بلاد تجارتى مهمّ آزاد يا نيمه مستقلّ است كه به مناسبت رفت و آمد و معاملات اهالى آنها با بلاد دور دست مخصوصا شرق اسلامى ، مركز يك عدّه مردم روشنفكر شده بود كه با آوردن ارمغانهاى مادّى و معنوى تازه ، همشهريان خود را به اوضاعى نو آشنا مىكردند ، و بتدريج موجد تغييراتى جديد در روش زندگانى و فكر ايشان مىشدند . اهمّ اين بلاد تجارتى عبارت بود از ونيز و فلورانس و ژن در ايتاليا ، ليسبون در پرتقال ، پاريس در فرانسه ، بروژ و آنورس در فلاندر ، لندن در انگليس ، هامبورگ و نورنبرگ در آلمان ، نوگورود در روسيّه ، و برگن در نروژ . غالب اين بلاد ، يا از خود امراى متنفّذ ثروتمندى داشتند ، يا تحت حمايت و ارادهء پادشاهى بالنّسبه مقتدر بودند . و چون غير از قدرت ملكى اين امرا و سلاطين كه تازه در حال نضج بودند ، از قديم پاپ يعنى رئيس كلّ عيسويان و حاكم مطلق بر جان و مال عموم پيروان آئين مسيح نيز نفوذ و قدرت فوقالعاده داشت ؛ بالطّبع ما بين او و امرا و سلاطين مزبور اختلافاتى بروز مىكرد ، و گاهى نيز كار اختلافات به جنگ مىكشيد . و اين احوال مقارن ايّامى بود كه پاپها بنام دفع مرتدّين ، و دفاع از دين مسيح بسيارى از مردم بىگناه را به فجيعترين وضعى مىكشتند ؛ درحالىكه خود نيز چندان مردمى پاكدامن نبودند ، و زندگانى خصوصى غالب ايشان آلوده به انواع مفاسد و رذائل اخلاقى بود . كسانى كه بر اثر پيشامد مقدّمات مذكور توانسته بودند زنجير تعبّد را پاره كنند و در امور دين و دنيا از حدّ تقليد قدم فراتر گذاشته ، از فكر خود و امثال خود استعانت جويند ؛ چون اين احوال و اوضاع را در دستگاه پاپها مشاهده