السيد محمد حسين الطهراني
17
نور ملكوت قرآن از قسمت أنوار الملكوت (فارسى)
[ كلمات بزرگان دربارهء قرائت قرآن ] فضيل بن عياض گويد : به من اينطور رسيده است كه : كسى كه قرآن را از حفظ دارد و با آن تدريس و سر و كار دارد ، چون بر معصيتى قيام كند ، قرآن از اندرون و باطنش بيرون مىآيد و در گوشهاى تنها مىايستد و به او مىگويد : براى اين عمل مرا با خود داشتى ؟ ! و از أنس روايتست كه : رسول خدا صلّى الله عليه و آله و سلّم به من گفتند : اى پسر امّ سليم : لا تغفل عن قراءة القرءان صباحا و مساء ! فإنّ القرءان يحيى القلب الميّت ، و ينهى عن الفحشاء و المنكر . « اى پسر امّ سليم ! صبحگاهان و شبانگاهان از خواندن قرآن غفلت مكن ! زيرا قرآن دل مرده را زنده مىكند ، و از فحشاء و منكر ( زشتيها و نازيبائيها ) انسان را بازميدارد . » أسلم خواصّ گفت : عادت من اين بود كه چون قرآن مىخواندم ، شيرينى آن را نمىيافتم . با خود گفتم : اى أسلم ! قرآن را اينطور بخوان كه گويا از رسول خدا صلّى الله عليه و آله و سلّم مىشنوى ! در اين صورت مقدار كمى از شيرينى آمد .
--> - فرزدق نبود ، ثلث لغت عرب از ميان رفته بود . » و نيز در « الكنى و الألقاب » طبع صيدا ، ج 3 ، ص 17 به بعد ، احوال او را مفصّلا آورده است ، و قصيدهء ميميّهء وى را بالبداهة در حضور هشام بن عبد الملك بن مروان در وصف و مدح حضرت سجّاد عليه السّلام در كنار خانه خدا كه مردم نتوانستند حجر الأسود را ببوسند و هشام نيز متمكّن از بوسيدن نشد ولى همينكه حضرت در طواف خود به حجر رسيد ، همهء مردم كنار رفتند و راه دادند و حضرت استلام كردند ؛ مفصّلا ذكر كرده است . مرحوم مامقانى در « تنقيح المقال » ج 2 ، ص 4 در أبواب الفاء به نام فرزدق مفصّلا ترجمهء او را ذكر كرده است و قصيدهء ميميّهء او را تا آخر آورده است . فرزدق در سنهء 110 هجرى وفات كرد و پس از او جرير نيز در همان سال رحلت نمود .