السيد محمد حسين الطهراني
6
نور ملكوت قرآن از قسمت أنوار الملكوت (فارسى)
حقيقت ؛ نه بر اوهام و پندار و شكّ و ريب . شهادت در لغت عرب ، به معناى مطلق گواهى دادن نيست ، بلكه به معناى حضور است ؛ و چون گواه براى گواهى حتما بايد حضور بهم رساند و جريان واقعه را مشاهده و معاينه كند ، فلهذا اين گونه گواهى را شهادت نامند . تمام مشتقّات از اين مادّه ، همچون شهيد و شاهد و مشهود و غيرها از اين قبيل است . يعنى در تمام آنها معناى حضور منطوى است ، و بدين لحاظ در معانى و مرادهاى مختلفه استعمال مىشود . [ معناى « وَ مَنْ بَلَغَ » ] پس اين آيه كه مىگويد : قُلِ اللَّهُ شَهِيدٌ بَيْنِي وَ بَيْنَكُمْ وَ أُوحِيَ إِلَيَّ هذَا الْقُرْآنُ لِأُنْذِرَكُمْ بِهِ وَ مَنْ بَلَغَ ، اوّلا مىرساند كه : دعوت قرآن به توحيد صرف است ؛ زيرا پس از آنكه گفت : وَ هُوَ الْقاهِرُ فَوْقَ عِبادِهِ وَ هُوَ الْحَكِيمُ الْخَبِيرُ و نيز خداوند را يگانه حاضر و مشاهد ميان پيامبر و مشركين دانست ، معلوم مىشود كه دعوت اين كتاب الهى بدين گونه از توحيد است . و ثانيا مىرساند : كه قرآن اختصاص به خصوص افراد زمان پيغمبر ندارد ، بلكه در تمام زمانها حجّت است . و نيز اختصاص به عربى زبانان ندارد ، بلكه در تمام زبانها حجّت است . زيرا با تصريح به كلمهء و من بلغ ( و هركسى كه قرآن به او برسد به هرگونه رسيدنى ؛ خواه به عربى ، و خواه ترجمهاش ، و خواه با نوشتن ، و خواه به خواندن بر او ، و خواه با زبان ، و خواه با إرسال موج و به صدا در آمدن راديوها و امثال ذلك ) به هر فرد از افراد بشر كه قرآن و محتواى آن برسد ، مورد إنذار و وعيد الهى قرار مىگيرد و حجّت بر او مىشود . [ آيات دالّهء بر آنكه خداوند بر هر موجودى ، شهيد و رقيب و حفيظ و محيط است ] و نظير كلمهء شهيد و امثال آن مثل رقيب و حفيظ و محيط ، در قرآن كريم دربارهء خداوند متعال بسيار وارد شده است ؛ مثل : فَلَمَّا تَوَفَّيْتَنِي كُنْتَ أَنْتَ الرَّقِيبَ عَلَيْهِمْ وَ أَنْتَ عَلى كُلِّ شَيْءٍ شَهِيدٌ . « 1 »
--> ( 1 ) ذيل آيه 117 ، از سورهء 5 : المائدة