السيد محمد حسين الطهراني
18
نور ملكوت قرآن از قسمت أنوار الملكوت (فارسى)
مثبت فى الكتاب فرضه ؛ و معلوم فى السّنّة نسخه . و واجب فى السّنّة أخذه ؛ و مرخّص فى الكتاب تركه . و بين واجب بوقته ، و زائل فى مستقبله . و مباين « 1 » بين محارمه ؛ من كبير أوعد عليه نيرانه ، أو صغير أرصد له غفرانه . و بين مقبول فى أدناه ؛ موسّع فى أقصاه . « 2 »
--> ( 1 ) - ابن أبى الحديد در شرح خود ، از طبع دار الكتب العربيّة ، ج 1 ، ص 122 كلمهء مباين بين محارمه را مرفوع خوانده است ، و گفته است كه : « واجب است كه مباين به رفع خوانده شود نه به جرّ ، زيرا كه نمىتواند عطف بر ما قبلش بوده باشد . مگر نمىبينى كه جميع آنچه قبل از آن آمده است ، تقاضاى شىء و ضدّش را دارد ، و يا شىء و نقيضش را . و أمّا قوله : و مباين بين محارمه نه نقيض دارد و نه ضدّ . زيرا قرآن عزيز بر دو گونه نيست ، يكى مباين بين محارمش باشد و ديگرى غير مباين . و چون اين معنى متصوّر نيست ، واجب است مباين را مرفوع بخوانيم كه خبر مبتداى محذوف بوده باشد . » - انتهى . و مرحوم ملّا فتح الله كاشانى در شرح خود ، ص 41 ( طبع سنگى ) آن را مجرور خوانده و با معنى عطف تقرير كرده است . ولى شيخ محمّد عبده نيز با رفع خوانده ، و خبر قرآن را محذوف گرفته است . و اين حقير قرائت جرّ را مقدّم مىدارم . زيرا اوّلا در صورت رفع ، سياق عبارت بكلّى بهم مىخورد ؛ و مطلبى جديد و غير مرتبط با جملات سابقه ، ذهن را مىكوبد . و ثانيا مىتوان عبارت من كبير أوعد عليه نيرانه را با عبارت أو صغير أرصد له غفرانه دو معناى متضادّ دانست كه بيانگر معناى مباين باشند . و در اين صورت دو عدل بجاى هم باقى بوده و اشكالى نه در صورت و نه در معنى پيش نمىآيد . و آنچه به نظر حقير ارجح است آنست كه : در عبارت و مباين بين محارمه تحريف نسخى به عمل آمده است . و در اصل و بين مباين محارمه بوده است و كلمهء بين جاى خود را تغيير داده و بواسطهء متأخّر شدن آن ، اين ابهام پديدار شده است . ( 2 ) - در ضمن خطبهء اوّل از « نهج البلاغة » ؛ و از طبع مصر ( مطبعهء عيسى البابى الحلبى ) با تعليقهء شيخ محمّد عبده : ج 1 ، ص 25 و 26