السيد محمد حسين الطهراني
8
نور ملكوت قرآن از قسمت أنوار الملكوت (فارسى)
است ؛ و با تغيير زمان و مكان و تجدّد حوادث ، متغيّر نمىگردد و زوال نمىپذيرد ، و با پيدايش مرامها و مسلكها و به وجود آمدن تمدّنهاى متنوّع ابدا تغيير نمىيابد . آنوقت با وجدان خود تصديق حقيقى مىكند كه هيچ امرى نيست الّا آنكه در قرآن كريم از همان جنبهء كلّيّت و ثبات به آن نظر شده است ، و در تحت حكم و قانون عامّى بيان گرديده است . اگر آن امر بخصوصه در قرآن مجيد مذكور نباشد ، به مقوّمات و اسباب و مبادى و غايات آن مسلّما ذكر گرديده است . به اين درجه از فهم قرآن ، افراد خاصّى پى مىبرند . و عجائب و اسرار و دقائق و احكام مترتّبهء بر حوادث را افرادى در مىيابند كه علم آنها از محسوسات گذشته ، و به علوم كلّيّهء حتميّهء ابديّه رسيده باشند . در روايت معلّى بن خنيس كه اخيرا ذكر شد : ما من أمر يختلف فيه اثنان ، إلّا و له أصل فى كتاب الله ؛ و لكن لا تبلغه عقول الرّجال . اين حقيقت بطور وضوح ، مشهود است كه : اوّلا اصل و كلّيّت هر امر در قرآن است . ثانيا علّت عدم بلوغ عقول رجال ، نرسيدن به آن علم كلّى است ؛ و امّا اولياى خاصّ و مقرّبان درگاه حضرت قدس از اين حقيقت آگاهى دارند - « 1 » انتهى محصّل كلام آن بزرگوار ، با شرح و توضيحى كه ما بر آن افزوديم . روى اين اصل ، اگر تمام افراد بشر و تمام افراد جنّ بلكه تمام ممكنات كه شعورشان حسّى است ، بخواهند مانند قرآن كتابى را بياورند نمىتوانند .
--> ( 1 ) - تفسير « صافى » ج 1 ، ص 37 و 38 ، در ضمن مقدّمهء هفتم از مقدّمات دوازدهگانهايكه در مقدّمهء تفسير ذكر فرموده است ؛ و الحقّ همگى آنها مفيد ، و حاوى مطالب ذى قيمتى است .