السيد محمد حسين الطهراني
6
نور ملكوت قرآن از قسمت أنوار الملكوت (فارسى)
و چون معلوم آن جزئى است و محدود و متغيّر ، البتّه اين علم نيز داراى ثبات نبوده و متغيّر و دستخوش فنا و فساد خواهد بود . زيرا كه اين علم تعلّق دارد به موجودى در زمان وجود آن موجود . و معلوم است كه قبل از وجود آن موجود ، علم ديگرى بوده ؛ و بعد از فنا و زوال آن موجود ، علم سوّمى پيدا مىشود . بنابراين ، اين گونه از علوم كه غالب علوم بشرى را تشكيل مىدهد ، متغيّر و فاسد و محصور خواهد بود . دوّم : از راه علم به اسباب و علل و غايات اشياء حاصل شود . و اين از راه مدارك حسّيّه نيست ، بلكه علم كلّى و بسيط و عقلى است . چون اسباب كلّيّه و غايات عامّهء اشياء ، غير محصور و غير محدود است . زيرا كه هر سبب ، سببى ديگر دارد ؛ و آن سبب ، سبب ثالثى ؛ تا اينكه برسد به مبدأ المبادى و مسبّب الأسباب . اين علم را شخصى مىتواند حائز گردد كه علم به اصول تسبيبات و مبدأ اسباب داشته باشد . اين علم ، كلّى و غير قابل تغيير و زوال است . و اختصاص به افرادى دارد كه علم به ذات مقدّس واجب الوجود و صفات جماليّه و حجب جلاليّه و كيفيّت عمل و مأموريّت ملائكهء مقرّبين كه مدبّرين عالم و مسخّرين به تسخير ارادهء الهيّه براى أغراض كلّيّهء عالم هستند ، پيدا نموده باشند ؛ و كيفيّت تقدير و نزول صور را از عالم معنى و فضاى تجرّد و احاطه و بساطت ملكوتيّه ، دريافته باشند . و بنابراين ، سلسلهء علل و معلولات ، و اسباب و مسبّبات ، و كيفيّت نزول امر خدا در حجابها و شبكههاى عالم تقدير ، بر ايشان روشن ؛ و روابط موجودات اين عالم با يكديگر براى آنها معلوم است . علم آنها احاطه به امور جزئيّه دارد . و به احوال اين امور و آثار و لواحق