السيد محمد حسين الطهراني

95

نور ملكوت قرآن از قسمت أنوار الملكوت (فارسى)

و مثل آيهء : فَقُلْ آذَنْتُكُمْ عَلى سَواءٍ . ( آيهء 109 ، از سورهء 21 : انبياء ) پس بگو : من بطور يكنواخت شما را بر اين أمر إعلام مىنمايم . و مثل آيهء : وَ أَذِّنْ فِي النَّاسِ بِالْحَجِّ ( آيهء 27 از سورهء 22 : حجّ ) و إعلام كن در ميان مردم به حجّ . و علت جمع آوردن سبل ، و مفرد آوردن صراط براى آنست كه : راههاى سلام به سوى خدا متفاوت و كثير است ؛ و أمّا صراط مستقيم كه به او نسبت داده مىشود ، طريقى است كه بر همه آن سبل و راه‌ها ، هيمنه و سيطره دارد ؛ و هر راهى به سوى خدا ، به قدر خلوص خود از صراط مستقيم بهره دارد . « 1 » بارى در اين آيهء مورد بحث كه در مطلع سخن إيراد شد ؛ خداوند متعال قرآن را به دو صفت موصوف نموده است : يكى نور ؛ و ديگرى كتاب مبين . و براى سه أثر بيان كرده است : أوّل هدايت به سوى راههاى سلامت ؛ دوّم خروج از عالم ظلمت به نور بإذن خدا ، و سوّم رهبرى به سوى راه راست و صراط مستقيم . و ما به حول الله و قوّته ، به قدر گنجايش ظرفيّت فكر خودمان در اين دو صفت ؛ و در اين سه اثر گفتگو داريم . اما قرآن نور است به جهت آنكه آيات آن ، از عالم نور آمده ؛ و در تشخيص مرض‌هاى بشر و كيفيّت علاج آنها أبدا وانمانده است . در تكامل افراد بشر آنچه را كه مىگويد ، و شرح مىدهد ؛ همه علم و بصيرت است ، و وصول به نتيجه و هدف . نه جهل و درماندگى ، و وصول احتمالى . بلكه صددرصد إيصال حتمى و يقينى است . نور در لغت به چيزى مىگويند كه : خودش در ذات خود ، آشكارا باشد ، و موجودات ديگرى نيز از أثر او و در پرتو شعاع تابش او آشكارا شوند : الظّاهر فى نفسه و المظهر لغيره .

--> ( 1 ) خلاصهء مفاد تفصيل علّامه ، در الميزان فى تفسير القرآن ، ج 5 ، ص 263 تا ص 265 .