السيد محمد حسين الطهراني
60
نور ملكوت قرآن از قسمت أنوار الملكوت (فارسى)
با كفر و إلحاد ، يعنى زينب كبرى سلام الله عليها ، در ما بظهور برسد ؛ [ خطبهء فاطمهء زهراء ، و زينب كبرى ، و فاطمه بنت الحسين ، در ميان مردان ، در شرائط استثنائى است . ] و ما در شرائط عادى ، زنان را در مجالس مردان براى تعليم و تربيت ، و يا براى تفسير و تاريخ ، و يا براى موعظه و سخنرانى و غيرها شركت دهيم ؛ آنگاه بگوئيم : چه اشكالى دارد ؟ فاطمه زهراء هم به مسجد رفت ؛ و در برابر مردان خطبه خواند ؛ دختر عزيزش : زينب هم در خيابانهاى كوفه ، در برابر سيل جمعيّت مردان خطبه خواند ؛ و هم در شام ، در مجلس يزيد ، در برابر مردان ، خطبه خواند و حرف زد و سخن گفت . و نوادهء ارجمندش : فاطمه بنت الحسين نيز در كوفه خطبه خواند « 1 » .
--> ( 1 ) بدانكه ارباب مقاتل براى كاروان اسارت حضرت سيّد الشهداء عليه السّلام در كوفه سه خطبه نقل كردهاند : يكى از حضرت زينب سلام الله عليها ، و ديگرى از فاطمهء صغرى ، و سوّمى از امّ كلثوم بنت عليّ بن ابى طالب عليه السّلام . از اينجا معلوم مىشود كه : در كاروان از دختران حضرت سيّد الشهداء عليه السّلام ، دو فاطمه بوده است : يكى فاطمه بزرگتر كه مقلّب به كبرى بوده ؛ و حضرت او را به حسن مثنّى فرزند إمام حسن عليه السّلام تزويج كردند . و ديگرى فاطمه كوچكتر كه ملقّب به صغرى بوده ؛ و حضرت او را به قاسم بن الحسن تزويج كردند . و اينكه يكى از علماء گفته است : آن حضرت يك دختر به نام فاطمه بيشتر نداشت و آن را به حسن مثنى تزويج كرد ، و فاطمهء ديگرى نداشت تا به قاسم دهد ، اين گفتار ، تمام نيست . زيرا لقب صغرى براى فاطمه دليل بر تعدّد فاطمه نام در أولاد آن حضرت است . مگر كسى بگويد : ممكن است لقب صغرى در مقابل فاطمه كبرى يكى از دختران أمير المؤمنين عليه السّلام است كه از او بزرگتر بود ؛ و او در قافله اسيران بود ، و براى امتياز اين دو اسير به صغرى و كبرى لقب دادند . اين احتمال گرچه ممكن است ؛ ولى احتمال أوّل قوىتر است . زيرا معمولا كبرى و صغرى كه أوّلا از ألقاب بوده و ثانيا حكم اسم و علم را پيدا مىكند . در أهل بيت واحد ، و خانهء واحد است . و چون حضرت سيد الشهداء عليه السّلام مادرشان را بسيار دوست داشتند ، نام فاطمه را بر روى دختران خود مكرّرا گذاردهاند ، همچنانكه چون پدرشان على را بسيار دوست داشتهاند نام علىّ را بر روى پسران خود مكرّرا نهادهاند همچنانكه نام پسر بزرگ عل اكبر و نام حضرت سجاد كه كوچكتر بود على اصغر بود ( در نفس المهوم ص 280 از مناقب از يحيى بن حسن روايت مىكند كه : يزيد به علىّ بن الحسين عليه السّلام گفت : و اعجبا لا ابيك ؟ سمّى عليّا و عليّا . فقال : إنّ أبى أحبّ أباه فسمّى باسمه مرارا . ) اى شكفت از پدر تو ! چگونه پسران خود را به نام على مكررا نام نهاده است ؟ حضرت فرمود : پدر من پدرش را دوست داشت فلهذا مكررا نام وى را بر اولادش گذارد و علىهذا دو دختر از دختران آن حضرت به فاطمه مسمّى بودهاند : كبرى و صغرى . و اين فاطمه صغرى در مقابل فاطمه كبرى دختر رسول خدا نيست . زيرا در خانهء واحد و بيت واحد ، لقب كبرى و صغرى را براى تميز و عدم اشتباه مىآورند . و در دو بيت اشتباه نمىشود و -