السيد محمد حسين الطهراني

56

نور ملكوت قرآن از قسمت أنوار الملكوت (فارسى)

حرمت ؛ نه محبوبيّت و استحباب و يا وجوب . و بنابراين هيچ‌گاه جهرى به گفتار زشت محبوب نيست ؛ مگر از شخص مظلوم در برابر ظالم كه باكى ندارد و اين جهر به قول جائز و رواست . و از قرائن مقاميّه بدست مىآيد كه : مراد از جهر به گفتار زشت أوّلا در خصوص زشتىهائى است كه از ظالم به مظلوم رسيده است ؛ نه مطلق هر عيب و زشتى كه در ظالم وجود دارد . و ثانيا اين جهر به گفتار بايد به جهت دفاع و جلوگيرى از ظلم باشد ؛ نه به جهت مطلق عيب‌گوئى كردن ، و زشتيها را برشمردن « 1 » . ما در زمان خود يك نمونهء بارز از اين جهر به گفتار زشت و إعلان به سيّئات ، و بديهاى ظالم را ديديم ، كه خيلى روشن و آشكارا نداى مظلوم را در برابر تعدّيات ظالم حكايت مىنمود : [ قيام زنان ايران بر عليه حكومت پهلوى ، مصداق لا يُحِبُّ اللَّهُ الْجَهْرَ بِالسُّوءِ مِنَ الْقَوْلِ إِلَّا مَنْ ظُلِمَ بود ] و آن داستان ريختن زنهاى مؤمنه با چادرهاى خود به خيابان‌ها ، در انقراض حكومت جائرانه دودمان پهلوى بود . حكومت پهلوى از هرگونه ستم و جنايت و خيانت به نفوس و أموال ، و أغراض ، و نواميس مردم مسلمان دريغ ننمود . از جمله آنكه حجاب زنهاى مسلمان را برداشت . و سفور و فحشاء و پرده‌درى و أعمال منافى عفّت را بازور و سرنيزه به مردم تحميل كرد . چند زن لخت و عريان غرب‌زده ، و غرب ديده را به عنوان سمبل تمدّن و آزادى با أفكار پليد و فاسد به روى كار آورده ؛ و زمام تبليغات مدارس و وسائل ارتباط جمعى ( رسانه‌هاى گروهى ) و بودجه دارائى و اوقاف را در اختيارشان گذارده ؛ و آنها خود را زنان أصيل و آزاد ايران معرّفى كرده ؛ و چنين وانمود كردند كه : از حيا و عصمت و عفّت و علم و أدب و هنر و دين و أخلاق در ايران خبرى نيست . و زنان مؤمنه و متديّنه و با سواد محجوبه ، چنان در اقلّيت هستند كه جز در قعر خانه‌ها ، و مجالس روضه‌خوانى ، و بعضى از محلّات فقير و ضعيف ، و دور از

--> ( 1 ) الميزان فى تفسير القرآن . ج 5 ، ص 129 ؛ خلاصه و محصّل مفاد گفتار علّامه در تفسير اين آيه .