السيد محمد حسين الطهراني

399

نور ملكوت قرآن از قسمت أنوار الملكوت (فارسى)

النّار . « هيچ‌كس از قرآن برنگشته است مگر به سوى آتش . » ( « تفسير عيّاشى » ج 1 ، ص 5 ) و همچنين از « محاسن » برقى در ضمن حديثى از حضرت باقر عليه السّلام آورده است كه : فمن زعم أنّ كتاب الله مبهم فقد هلك و أهلك . « پس هركس بپندارد كه كتاب خدا مبهم است خودش هلاك شده است و نيز هلاك كرده است . » ( « بحار » ص 90 ؛ « محاسن » ص 270 ) و همچنين از « محاسن » با سند خود از حضرت صادق عليه السّلام آورده است كه : ما من أمر يختلف فيه اثنان إلّا و له أصل فى كتاب الله ، لكن لا تبلغه عقول الرّجال . « هيچ قضيّه‌اى نيست كه در آن دو نفر با هم اختلاف داشته باشند ، مگر اينكه آن قضيّه در كتاب خدا اصلى دارد ؛ و ليكن عقلهاى مردمان بدان نمىرسد . » ( « بحار » ص 100 ؛ « محاسن » ص 267 ) و أمير المؤمنين عليه السّلام دربارهء قرآن فرموده‌اند : و اتّهموا عليه آراءكم . « چون عقلها و تدابير شما در بعضى از امور با قرآن مختلف باشد شما با ميزان قرآن ، انديشه‌هاى خودتان را متّهم كنيد ! » ( « نهج البلاغة » خطبه 174 ؛ و از طبع مصر با تعليقهء عبده : ج 1 ، ص 327 ) ص 327 ، س 18 ، مىدانيم ( تعليقه ) : مستشار عبد الحليم جندى در كتاب « الإمام جعفر الصّادق » ص 267 گويد : « شيعه روايت مىكند از رسول خدا صلّى الله عليه و آله كه فرمود : إنّ للقرءان ظاهرا و باطنا ، و لبطنه بطن إلى سبعة أبطن . و از على عليه السّلام روايت مىكنند كه گفت : ما من آية قرءانيّة إلّا و لها ظاهر و باطن و حدّ و مطّلع . و اين بيان از سهل تسترى كه از مفسّرين صوفيّين است روايت شده است ، و او اضافه مىكند كه : ظاهر قرآن ، تلاوت آنست . و باطن ، فهم آن است . و حدّ ، حلال و حرام آنست . و مطّلع ، اشراف دل است بر مراد از آن كه از خداوند عزّ و جلّ فهميده مىشود . به وى گفته شده : باطن قرآن چيست ؟ گفت : فهم قرآن . و از امام صادق ، شيعه روايت مىكند كه فرمود : إنّ فى كتاب الله امورا أربعة : العبارات و الإشارات و الحقائق و الطائف . فالعبارات للعوام . و الإشارات للخواصّ ، و اللطائف للأولياء ، و الحقائق لأنبياء الله . »