السيد محمد حسين الطهراني

396

نور ملكوت قرآن از قسمت أنوار الملكوت (فارسى)

ص 259 ، س 6 ، بشرى للمسلمين ( تعليقه ) : ابن حجر عسقلانى در شرح « صحيح بخارى » ج 13 ، ص 210 و 211 در شرح كلام رسول أكرم صلّى الله عليه و آله : بعثت بجوامع الكلم ؛ ما من الأنبياء نبىّ إلّا اعطى من الآيات ما مثله او من ( أو ءامن ) عليه البشر . و إنّما كان الّذى اوتيت وحيا أوحاه الله إلىّ فأرجو أنّى أكثرهم تابعا يوم القيمة . « من به جوامع كلم ( كلماتى كه جامع تمام خيرات است ) مبعوث گرديدم ؛ هيچ‌كدام از پيامبران نيستند مگر آنكه مانند آيات قرآن به آنها داده شده است تا بشر بر آن ايمان بياورند . و همانا آن چيزى كه به من داده شده ، وحيى است كه خداوند به سوى من وحى كرده و فروفرستاده است ؛ بنابراين اميد دارم كه در روز قيامت در بين انبياء داراى بيشترين پيرو باشم . » گويد : « و معنى حصر در قول رسول خدا إنّما كان الّذى اوتيته آنست كه : قرآن ، اعظم معجزات و ثمربخش‌ترين و بادوام‌ترين آنهاست ؛ چون مشتمل بر دعوت و انتفاع از آن تا آخر روزگار و داراى حجّت و برهان است . و از آنجائى كه چيزى نمىتواند در ارزش به او نزديك شود تا چه رسد به آنكه هم‌طراز او گردد ، غير از او را چون با او بسنجيم هيچ و بىمقدار خواهد بود . و از آنجائى كه بخارى اين حديث را بدنبال حديث بعثت بجوامع الكلم ذكر كرده است استفاده مىشود كه ارجح نزد وى از مراد و منظور جوامع الكلم ، قرآن است . و اين استفاده استفادهء لازمى نمىباشد ، زيرا دخول قرآن در كلام رسول خدا : بعثت بجوامع الكلم جاى شكّ و ترديد نيست ؛ محلّ گفتار و نزاع در اين است كه آيا غير از قرآن از سائر اقسام كلام آن حضرت ، داخل است يا نه . » - الخ . ص 259 ، س 12 ، علينا بيانه ( تعليقه ) : شيخ محمود ابوريّه در كتاب « أضواء على السّنّة المحمّديّة » طبع سوّم ، ص 246 آورده است كه : « عادت پيامبر چنين بود كه هر وقت از قرآن بر او چيزى نازل مىشد ، به كاتبان وحى خود امر كرده بود كه به مجرّد آنكه بر زبانش جارى شود ، در كتابت آن مسارعت نمايند ، و همان‌طوركه وحى شده است بدون كمى جاافتادگى بنويسند . و بقدرى آن حضرت بر اين امر حريص بود كه به مجرّد وحى بدون اندك فاصله‌اى زبان خود را به آن