السيد محمد حسين الطهراني
394
نور ملكوت قرآن از قسمت أنوار الملكوت (فارسى)
و مردى ديگر به نزد رسول خدا صلّى الله عليه و آله آمد تا دربارهء كارزار و جنگ ، با آن حضرت مشورت كند ، حضرت فرمودند : أ لك والدة ؟ « آيا مادر دارى ؟ » گفت : آرى ! فرمودند : فالزمها فإنّ الجنّة عند رجليها ! « ملازم خدمت مادرت باش ! بعلّت آنكه بهشت پهلوى دو پاى مادر است . » و مرد دگرى آمد و مىخواست با رسول خدا بيعت كند بر هجرت و گفت : ما جئتك حتّى أبكيت والدىّ ! « من نزد تو نيامدم مگر اينكه پدر و مادرم را به گريه درآوردم ! » رسول خدا فرمود : ارجع إليهما فأضحكهما كما أبكيتهما ! « به نزد آن دو بازگرد و آن دو را بخندان همانطوركه آن دو را به گريه درآوردى ! » » ص 141 ، تتمّهء تعليقهء ( 1 ) : و قاضى قضاعى در « شرح فارسى شهاب الأخبار » در ص 41 و 42 به شماره 104 آورده است : الجنّة تحت أقدام الأمّهات . « بهشت زير قدمهاى مادرانست . » مادران راست خلد زير قدم * اين چنين گفت خواجهء عالم - انتهى گفتار قاضى قضاعى . جنّت كه بهشت ما در آن است * در زير قدوم مادران است ص 146 ، س 8 ، مىشناختيم ( تعليقه ) : اينك كه از موقع تحرير اين كتاب چند سال گذشته است و او به رحمت خداوند و اصل شده و به عالم بقا رحلت نموده است ، جاى آن دارد كه نام وى را در اينجا ثبت كنيم . او معروف به حاج مهدى مجنون بود . ص 165 ، تتمّهء تعليقهء ( 1 ) : و در « مستدرك حاكم » ج 4 ، ص 69 از بنت وهب اسديّه ، اين عبارت را از رسول خدا روايت كرده است . ص 175 ، تتمّهء تعليقهء ( 2 ) :