السيد محمد حسين الطهراني
39
نور ملكوت قرآن از قسمت أنوار الملكوت (فارسى)
[ خرده گرفتن ويل دورانت بر قانون انجيل در عدم جعل قصاص ] از اين گفتار او پيداست كه با تعبير به أخلاق زنانه بودن دستور إنجيل مىخواهد بر آن خرده بگيرد ؛ و آن را ناشى از ضعف و قواى انفعال داند ؛ بر خلاف إسلام كه دستوراتش همه ناشى از قوّت و موضع مستحكم ، و قواى فعل است . عدم اجرا حدود در شريعت فعلى إنجيل ، و أرباب كليسا ، و فقدان قانون قصاص ، موجب شده است كه : فحشاء و منكرات ، و روابط نامشروع بين آنها بيشتر از بسيارى از ملل ، و بيشتر از ملّت يهود ، رواج پيدا نموده است ؛ چنان كه شاعرى لطيف گرچه به صورت لطيفه اين أبيات را سروده است ، و ليكن كشف از معناى عميقى در اين مورد ، و أشباه و أمثال آن دارد ؛ او مىگويد : كشيشى را شنيدم در كليسا * سخن مىگفت از أحكام عيسى كسى تان گر زند سيلى به رخسار * مياشوبيد بر وى هيچ ، زنهار اگر بر راست زد چپ پيش داريد * و گر چپ ، راست را نزديكش آريد ز جا برخاست ماهى عنبرين موى * گشود از يكدگر لعل سخنگوى كه بهر سيلى اين حكم مبين است ؟ * و يا در بوسه هم حكم اين چنين است ؟ « 1 » بارى استحكام مجتمع انسانى ، و قوام تمدّن بشرى ، و وصول به مدارج و معارج حياتى ، متوقّف بر جعل حكم قصاص است ، خواه در أثر ترس و بيم مردم از آن ، ايشان دست به جنايت نزنند ؛ و بالنّتيجه در خارج اين حكم لباس عمل نپوشد ؛ و خواه مرتكب جنايتى شده ، و اين حكم ، مصداق پيدا نموده و متحقّق گردد ؛ در هر صورت حكم قصاص ، جامعه را نيرو مىبخشد ؛ و حيات مىدهد ؛ و عزّت و استقلال ارزانى مىدارد . و از همه اينها مهمتر و بالاتر ، موجب ترك جنايت مىشود و در پى آن ديگر قصاصى در خارج صورت نمىگيرد . يعنى اين حكم در كليّت و عموميّت خود ، سبب مىشود كه مصداق تحقّقى در امور جزئيّه براى آن حاصل نشود ؛ و هر
--> ( 1 ) از آقاى محترم أحمد اشترى است .