السيد محمد حسين الطهراني
364
نور ملكوت قرآن از قسمت أنوار الملكوت (فارسى)
بر تو گريد ديدهء گل بىحساب * بهر بىهوشان ، روا باشد گلاب « 1 » يا اخيّه إنّى أقسمت عليك فأبرّي قسمى ! لا تشقّى علىّ جيبا ؛ و لا تخمشى علىّ وجها ؛ و لا تدعى علىّ بالويل و الثّبور إذا أنا هلكت ! « 2 » ( اى خواهرك من ، من به تو سوگند مىدهم ؛ سوگند مرا راست گردان ! گريبانت را براى من چاك مزن ! و چهرهات را مخراش ؛ و چون من بميرم وا ويلا مگو ! و زارى و شيون بلند مكن ! حضرت سجّاد مىگويد : در اين حال زينب را به نزد من آورد و بنشانيد ، و نزد أصحاب رفت ؛ و همهشب به نماز ، و تلاوت قرآن ، و دعا و استغفار مشغول بود . و تا به صبح به تضرّع ايستاده بود ، و اصحابش نيز همينطور بودند ، و از خيمهء آنها صدائى مانند زنبور عسل از زمزمهء قرآن ، و تلاوت كتاب خدا ، و مناجات بلند بود . نفس المهموم ص 141 بدنبال اين مطلب گويد : همانطوركه إمام زمان عجّل الله فرجه ، در اين باره گفتهاند : كان للقرآن سندا و للامّة عضدا . و فى الطّاعة مجتهدا حافظا للعهد و الميثاق ؛ ناكبا عن سبل الفسّاق ؛ باذلا للمجهود ؛ طويل الرّكوع و السّجود زاهدا فى الدّنيا زهد الرّاحل عنها ؛ ناظرا اليها به عين المستوحش منها . ( او براى قرآن تكيه گاهى بود ؛ و براى امّت بازوى توانائى ؛ و در اطاعت خداوند كوشا بود ، عهد و ميثاق را حفظ مىنمود ؛ و از راه متجاوزان بر كنار بود ، تمام طاقت خود را بذل مىكرد ؛ ركوع و سجود را طولانى مىنمود ؛ در دنيا بهطورى بىرغبت بود كه تو گوئى مىخواهد از آن رخت بربندد و كوچ كند ؛ و با نگاه شخص وحشتدار از دنيا ، به دنيا مىنگريست . )
--> ( 1 ) اين ابيات را به مناسبت از ديوان زبدة الاسرار ص 183 ، در ميان روايت آورديم . ( 2 ) ارشاد ، ص 251 ، ص 252 . و تاريخ طبرى ، ج 4 ، ص 318 و ص 319 . و الكامل ، ج 3 ، ص 285 ، ص 286 و البداية و النهاية ، ج 8 ، ص 177 .