السيد محمد حسين الطهراني
352
نور ملكوت قرآن از قسمت أنوار الملكوت (فارسى)
( حضرت گفتند : آيا ندانستهاى كه : پيغمبر خدا صلّى الله عليه و آله ، در روز خيبر گفت : هرآينه حتما من پرچم و لواى جنگ را فردا به مردى مىسپارم كه : خدا و رسولش را دوست دارد ؛ و خدا و رسولش نيز او را دوست دارند . و او از ميدان كارزار برنمىگردد ؛ مگر خداوند بدست او فتح و ظفر را نصيب خواهد نمود ؟ ! ) قلت : بلى ! قال : أ ما علمت : أنّ رسول الله صلّى الله عليه و آله لمّا أوتى بالطّائر المشوىّ ؛ قال : اللّهمّ ائتنى بأحبّ خلقك إليك يأكل معى هذا الطّير ، و عنى به عليّا ؟ ! ( گفتم : آرى ! گفت : آيا ندانستهاى كه : چون يك پرندهء بريان براى رسول خدا صلّى الله عليه و آله آوردند ؛ آن حضرت به خداوند عرض كرد : بار پروردگارا ! محبوبترين مخلوقاتت را بياور ؛ تا او با من از اين پرنده ، بخورد ! و مقصود از أحبّ خلق الله به سوى خدا علىّ بود ؟ ! ) قلت : نعم . گفتم : آرى ! قال : يجوز أن لا يحبّ أنبياء الله و رسله و أوصياؤهم عليهم السّلام رجلا يحبّه الله و رسوله ؛ و يحبّ الله و رسوله ؟ ! فقلت : لا . ( حضرت گفت : آيا ممكنست كه انبياى خداوند ، و اوصياى آنها عليهم السّلام ، دوست نداشته باشند مردى را كه خدا و رسولش او را دوست داشته باشند ، و وى نيز خدا و رسولش را دوست داشته باشد ؟ ! گفتم : نه . ) قال : فهل يجوز أن يكون المؤمنون من امم لا يحبّون حبيب الله و حبيب رسوله صلّى الله عليه و آله ، و أنبيائه ؟ ! قلت : لا . ( حضرت گفت : آيا ممكنست كه مؤمنين از امّتهائى بوده باشند كه : حبيب خدا ، و حبيب رسولش ، و حبيب پيمبرانش ، را دوست نداشته باشند ؟ !
--> حتّى يفتح الله عليه ( ينابيع المودّة ، طبع اسلامبول ، ص 231 .