السيد محمد حسين الطهراني
345
نور ملكوت قرآن از قسمت أنوار الملكوت (فارسى)
هزاران فرد و قبيله ، در چرخ گردش زمان مىآيند و مىروند ؛ و قرآن به يكايك آنان سهميه و بهرهشان را مىدهد . و در عين حال به موت همگى ايشان ، بازهم قرآن خودش زنده و جاويد است . [ وهابيون و أخباريون ، جمود بر معناى ظاهر نموده ، و از حقيقت قرآن بىبهرهاند ] در اينجا به دو مطلب بايد اشاره كنيم : يكى آنكه : در بسيارى از تفاسير أهل تسنّن بالأخصّ حنابله كه ديده مىشود : آيات را در موارد محدودى ، زندانى مىكنند ؛ بسيار غلط است . و بالاخصّ طرفدار و پيرو اين مذهب : اين تيميّه كه منشأ أفكار و آراء وهابيّون است ، سخت از اين مسلك حمايت مىنمايد . و دين را همچون لاستيك خشكشده ، و پوسيده درآورده ، بهطورىكه همه جوانب انعطاف و نرمى خود را از دست داده است . دوّم آنكه : بسيارى از افرادى كه از ظاهر ، آن هم از روى فهم عامى تجاوز نمىكنند ؛ همچون بعضى از اخباريّون ما ، كه آن حقايق بسيار ارزنده و عالى را در چهارچوبهء ألفاظ ، آن هم با معانى محدود و معيّن ، زندانى مىنمايند ؛ از حقيقت و إدراك معانى عميقه و لطائف و ظرائف قرآن بىبهره مىگردند . ألفاظ عموميّت داشته ، و براى معانى كليّه وضع شده است . و جان و روح قرآن ، در همان أسرار و بواطن و معانى كليّه است ، كه بدون حصول طهارت حقيقى وصول به غايت آنها ميسور نيست . وهّابيّون كه جمود بر ظاهر دارند ، و بر اين أساس خدا را جسم ميدانند ، و داراى پا و دست و چشم و گوش و حركت و رفت و آمد ميدانند ، حتّى بر خلاف همين ظواهر مشى نموده ، و خود را در تنگناى عدم بصيرت ، و شرك ، هلاك مىنمايند . بهطورىكه امروزه گرچه بعضى خواستهاند بر روى رسوائيهاى آنان پردهاى بكشند ، و عقائد سخيفه ، و تاريك آن مذهب ، و آراء جامد و خشك ابن - تيميّه را توجيه كنند ، نتوانستهاند . بلكه افتضاح بالاتر و رسوائى افزون گرديده است . زيرا با بيان آن آراء ، در وهلهء أوّل ، كوس و طبل خالى جهل و ظلمت را نواختهاند .