السيد محمد حسين الطهراني
340
نور ملكوت قرآن از قسمت أنوار الملكوت (فارسى)
كه : در پوست نمىگنجد ، و مست مىشود ؛ و گاهى با آهنگى چنان دچار غم و غصّه مىشود كه : بدون اختيار اشكش سرازير مىشود ؛ و نالهاش بلند مىگردد . إنسان را براى وصول به هدف اعلا ، كه قرآن كريم مشخّص نموده است ؛ بايد هم از لحاظ سمعى ، و هم از لحاظ بصرى ، و هم از ساير جهات حواسّ بشرى ، در تنظيم درآورد ؛ تا اين غنچهء بوستان إمكان بشكفد ؛ و اين ثمرهء نهال آدميّت ميوهء شيرين دهد . و گرنه در مزبله و عفن زار جهل و شهوت و غضب گم و نابود مىگردد . قصص و داستانهاى قرآن كريم ، براى اين خاصيّت بزرگ است كه : با تطبيق آن مسائل ، و سرگذشتها ، إنسان به خود بيايد ، و متذكّر گردد ؛ و راه دوزخ را نپيمايد . بلكه در راه سعادت و بهشت گام زند ؛ و به دنبال آن راد مردان ، و راستان حرم خداوندى : پيامبران إلهى بالاخصّ حضرت خاتم الأنبياء و المرسلين ، كه جامع جميع كمالات آنها ، و وارث تمام فضائل و مناقب ايشانست ؛ حركت نموده ؛ و با بهرهبردارى بحدّ أكمل ، به سعادت مطلقهء ابديّه و اصل شود . اتّحاد نفوس ، در نيّت و مقصد و مقصود ، بقدرى قوىّ است كه : مىتوان : قومى را كه راضى به عمل قوم ديگرى هستند ، با آنها در عمل شريك دانست ؛ و بر اين زمينه تحسين و تقبيح نمود ؛ گرچه در متن عمل شركت نداشتهاند . علّت آنكه سرگذشت حضرت موسى على نبيّنا و آله و عليه السّلام و امّت وى در قرآن كريم ، از همهء سرگذشتها بيشتر وارد شده است ؛ حتّى از سرگذشت حضرت إبراهيم خليل عليه السّلام ، با آنكه إبراهيم بدون شكّ أفضل از او بوده است ؛ به جهت آنست كه : امّت موسى ، در بسيارى از امور بلكه در همهء امور مشابهت تامّ و تمامى ، به اين امّت داشتهاند . خداوند متعال بواسطهء بيان آن حوادث و وقايع مىخواهد اين امّت را بيدار كند ؛ و اندرز دهد كه : چنانچه دست از تلوّن و ترديد ، و شك و ريب ، و ايرادهاى بى جا ، و پرسشهاى ناروا ، و ضعف و زبونى ، و تنبلى و سستى ، و عدم ارادهء متين