السيد محمد حسين الطهراني
332
نور ملكوت قرآن از قسمت أنوار الملكوت (فارسى)
وَ نُقَدِّسُ لَكَ قالَ إِنِّي أَعْلَمُ ما لا تَعْلَمُونَ . « 1 » ( و ياد بياور هنگامى را كه پروردگار تو به فرشتگان گفت : من حقّا در زمين ، خليفهء خود را قرار مىدهم ! فرشتگان گفتند : آيا تو قرار مىدهى در زمين ، كسى را كه در آن فساد كند ، و خونها را بريزد ؛ درحالىكه ما موجوداتى هستيم كه : با حمد و سپاس تو ، تسبيح و تقديس تو را بجاى مىآوريم ؟ ! خداوند گفت : من مىدانم چيزى را كه شما نمىدانيد ! ) تا آخر آيهء سى و هشتم از همين سوره كه جميعا دربارهء آدم و تعليم جميع اسماء به او ، و عرضهء بر ملائكه ، و اظهار عجز آنها از علم به اسماء و سجدهء ملائكه ، و تمرّد إبليس ، و خطاب حقّ تعالى به آدم و زوجهاش كه : در بهشت سكونت گزينند ؛ و نزديك اين شجره نشوند ؛ و اغواى شيطان آن دو را ، و أمر به هبوط آنها به زمين ، و تلقّى آدم از خدايش كلمات را ، و پذيرش توبهء او ، و نصيحت خداوند به آنها كه : در صورت پيروى از هدايت او ، هيچ اندوه و ترسى وارد بر آنان نخواهد شد ؛ همه و همه بعينها راجع به يكايك از ماست . و ما نيز در درون خود ، مخاطب أمر و نهى خدا بوده ، و آفريده شده ، و تعليم داده شده اسماء مىباشيم . و در عين حال ، مأمور به سجده هستيم . و در صورت تمرّد مورد لعنت و غضب حقّ قرار مىگيريم ؛ و مأمور به سكونت در بهشت و عدم أكل از شجره ، و بالاخره مخالفت از روى غفلت و جهالت ، و نزول در عالم زمين ، و القاء توبه ، و پذيرش آن در صورت متابعت ، و غير ذلك من الوقائع ، طابق النّعل بالنّعل مىباشيم . يعنى در نفوس ما آدم است و حوّائى ، و شيطانى و فرشتهاى ، و كأنّه خدا كه مىگويد : يا آدَمُ أَنْبِئْهُمْ بِأَسْمائِهِمْ « 2 » ( اى آدم ! اسماء اين اسماء را به ملائكه ياد
--> ( 1 ) آيهء 30 ، از سورهء 2 : بقره . ( 2 ) بعضى از آيهء 33 ، از سورهء 2 : بقره .