السيد محمد حسين الطهراني
322
نور ملكوت قرآن از قسمت أنوار الملكوت (فارسى)
مِنَ الَّذِينَ فَرَّقُوا دِينَهُمْ وَ كانُوا شِيَعاً كُلُّ حِزْبٍ بِما لَدَيْهِمْ فَرِحُونَ . « 1 » ( بنابراين ، برپا بدار وجههء خود را براى دينى كه از هر جانب به سوى اعتدال و وسط ، تمايل دارد . اين دين ، همان فطرتى است كه خداوند مردم را بر آن فطرت ، سرشته است . در خلقت خداوندى تبدّل و تغيّرى نيست . اينست دين استوار و پابرجا كه پاسدار شئون حياتى إنسان است ؛ و ليكن اكثريّت مردم اين حقيقت را نمىدانند . درحالىكه همگى مجتمعا و دستهجمعى بايد به سوى او بازگشت كنيد ، و تقواى او را پيشه سازيد ! و نماز را برپا داريد ؛ و البتّه از مشركين نبايد بوده باشى ! از آن كسانى كه دين خود را دستخوش تفرقه و جدائى ساختند ، و خود به دستجات مختلف و أحزاب متفاوت فرقه فرقه گشتند . و هر حزبى به آنچه در نزد آنهاست شاد و دلخوش مىباشند . ) اين آيه واضح مىكند كه : شالودهء دين بر أساس فطرت غير متغيّرهء إنسان است . و چون تبديلى در خلقت إنسان و آفرينش ساختمان روحى و نفسى و جسمى او نيست ؛ لذا اين دين پايدار و ثابت است . اين آيه مىرساند كه : اكثريّت مردم اين حقيقت را نمىدانند . و اين كليّت و عموميّت أحكام بر پايهء انابه و رجوع به خدا ، و تقوى ، و اقامهء نماز ، و نفى شرك است . اين آيه مىرساند كه : سير حقيقى و تكاملى بشر بايد بر أصل طهارت و نفس ، و انقطاع به سوى حضرت ربّ ودود صورت گيرد . و مال و فرزند ، و تجارت ، و زراعت ، و صناعت ، همه و همه در كنار اين أمر مهمّ ، و براى مقدّمهء حصول كمال روحى ، و صلاح حقيقى إنسان است . فلهذا بايد نه با نظر اصلى ؛ بلكه با نظر تبعى بدانها نگريست . و به قدر أرزش مقدّمه براى آنها أرج قائل شد ؛ و قوانين و أحكام معاملات و مكاسب را بر اين أصل تدوين نموده ؛ و پايهگذارى كرد .
--> ( 1 ) آيهء 30 تا 32 ، از سورهء 30 : روم .