السيد محمد حسين الطهراني
312
نور ملكوت قرآن از قسمت أنوار الملكوت (فارسى)
و باز پس از سه آيه مىگويد : إِنَّ الَّذِينَ لا يُؤْمِنُونَ بِالْآخِرَةِ لَيُسَمُّونَ الْمَلائِكَةَ تَسْمِيَةَ الْأُنْثى - وَ ما لَهُمْ بِهِ مِنْ عِلْمٍ إِنْ يَتَّبِعُونَ إِلَّا الظَّنَّ وَ إِنَّ الظَّنَّ لا يُغْنِي مِنَ الْحَقِّ شَيْئاً « 1 » ( و آنان كه به روز بازپسين ايمان نمىآورند ، فرشتگان آن عالم را مؤنّث و ماده ، نام نهادهاند ؛ ايشان در اين نامگذارى علمى ندارند ، و فقطّ از تخمين و حدس و پندار متابعت مىكنند . و حقّا كه ظنّ و پندار به هيچوجه انسان را از وصول به حقّ و واقعيّت أمر ، بىنياز نمىگرداند . ) باز به دنبال همين مطالب به پيغمبرش أمر مىكند كه : از كسانى كه از ياد خدا إعراض نمودهاند ؛ و بدين سبب ، مراد و مقصودشان در زندگى مادّى و حيوانى و شهوى دنيوى منحصر شده ؛ و پايهء علمشان فقطّ بدين نقطه رسيده و سپس خاتمه يافته است ؛ إعراض كند . به جهت آنكه سرمايهء علمى آنها در حيات دنيوى مقصور شده ، و به باطن و حيات علوى راه نيافته ، و در زندان طبيعت محبوس گشتهاند . فَأَعْرِضْ عَنْ مَنْ تَوَلَّى عَنْ ذِكْرِنا وَ لَمْ يُرِدْ إِلَّا الْحَياةَ الدُّنْيا ذلِكَ مَبْلَغُهُمْ مِنَ الْعِلْمِ . « 2 » ( بنابراين ( اى پيغمبر ما ) إعراض كن از كسى كه از ياد ما روى گردانيده است ؛ و غير از زندگى دنيوى را نخواسته است ! زيرا كه محلّ بلوغ علمى و نقطهء نهايت دانش اين دستهء از مردم ، همين است ! ) عجيب است قرآن كه از علم برداشته شده است ، در تعليماتش نيز أمر به علم مىكند ، و افرادى را كه از ظنّ و بطور كلّى از هر أمر غير علمى متابعت نمايند ؛ نكوهش مىنمايد . در سه جاى از قرآن وارد است كه : إِنْ يَتَّبِعُونَ إِلَّا الظَّنَّ وَ إِنْ هُمْ إِلَّا يَخْرُصُونَ . « 3 » إِنْ تَتَّبِعُونَ إِلَّا الظَّنَّ وَ إِنْ أَنْتُمْ إِلَّا
--> ( 1 و 2 ) - به ترتيب ، آيات 27 تا 30 از سورهء 53 : نجم . ( 3 ) در دو جاى از قرآن : أوّل آيهء 116 ، از سورهء 6 : أنعام . دوّم آيهء 66 ، از سورهء 10 : يونس .