السيد محمد حسين الطهراني

28

نور ملكوت قرآن از قسمت أنوار الملكوت (فارسى)

زيردست ، اجرا مىشده است حبّذا بهذا المنهاج . در نهج البلاغه از أمير المؤمنين عليه السّلام وارد است كه : چون مرد خارجى آن حضرت را دشنام داد ، و لعن و نفرين به مرگ فرستاد ، و أصحاب برجستند تا وى را بكشند ، حضرت منع نمود ؛ و گفت : جزاى او دشنامى است فقطّ در برابر دشنام ؛ و يا عفو و إغماض و گذشت از عقوبت پاداش گناه . سيّد رضىّ : جامع نهج البلاغه گويد : و روى أنّه عليه السّلام كان جالسا فى أصحابه ؛ فمرّت بهم امرأة جميلة . فرمقها القوم بأبصارهم . و در روايت است كه أمير المؤمنين عليه السّلام در ميان أصحاب خود نشسته بود ، كه زنى زيبا و جميل از آنجا عبور كرد . و اين گروه چشم‌هاى خود را با نگاهى طولانى به او دوختند . فقال عليه السّلام : إنّ أبصار هذه الفحول طوامح ، و إنّ ذلك سبب هبابها . فإذا نظر أحدكم إلى امرأة تعجبه ، فليلامس أهله . فإنّما هى امرأة كامرأة ( در اين حال حضرت فرمود : چشم‌هاى اين مردان . گشاده ، و تيزبين ، و دنبال‌كنندهء مطلوب از راه دور است . و همين چشم‌چرانى ، سبب هيجان نفوس آنها براى آميزش و لمس نمودن زنان است . بنابراين اگر أحيانا چشم شما به زن زيبائى افتاد ، كه براى شما شگفت‌آور و دلپسند بود ، فورا برويد ؛ و با عيال خودتان در منزل آميزش نموده ، و هم بستر شويد : زيرا زوجهء شما هم زنى است مانند ساير زنان ( و بواسطهء آميزش ، هيجان شهوت فرومىريزد . و سكون و آرامش براى شما پيدا مىشود ، و خيال و خاطرهء آن زن زيبا و جميل از فكرتان بيرون مىرود : ) فقال رجل من الخوارج : قاتله اللّه كافرا ما أفقهه ! ( مردى از خوارج كه سخن حضرت را شنيد ؛ گفت : خدا اين مرد كافر را بكشد ؛ چقدر دانا و بينا و فقيه و عاقبت‌انديش و به أسرار أحكام آشنا و بصير است ؟ !