السيد محمد حسين الطهراني
279
نور ملكوت قرآن از قسمت أنوار الملكوت (فارسى)
مىگردد ؛ و بهر ذرّهاى از ذرّات ، فعل خود را مىدهد و مىرساند . 2 - و كافى است براى عظمت و جلالت اين جمعيّت كه فرق در ميان مكان مشخّص و معيّن با غير آن نمىگذارد ، و نيز فرق در ميان زمان معيّن و مقدّر با غير آن نمىگذارد . ( همه مكانها ، و همه زمانها ، در نزد وى يكسان است . و بنابراين اين خرق عاداتى كه ناشى از اين جمعيّت است ؛ حاصل نمىشود مگر براى كسى كه از گيرودار تفرقهء زمان و مكان بدر رفته ؛ و خود را در فضاى واسع جمع رسانيده است . و لهذا تمام معجزات انبياء و كرامات أولياء مبتنى بر همين جمعيّت است ؛ كما اينكه از اين به بعد در أبيات خود بدين طرز يكايك را برمىشمارد . ) 3 - بواسطهء همان جمعيّت بود كه : نوح ، طوفان را بر قومش بالا برد و مسلّط نمود . و بواسطهء همان جمعيّت بود كه : آن كسانى كه از قومش در كشتى نجات يافتند ، جان به سلامت بردند . 4 - و بواسطهء همان جمعيّت بود كه : آن آب فراوان و سرشارى كه از طلب و خواست نوح ، باران متداوم را به وجود دارد ؛ كمكم فروكش نمود . و نوح با كشتى خود به سمت كوه جودىّ سرعت كردند ، و كشتى در آنجا مستقرّ شد . 5 - و بواسطهء همان جمعيّت بود كه : سليمان با دو لشكر خود از جنّ و إنس ، بر فراز زمين ، درحالىكه بر روى بساط و فراش خود بود ، باد او را حركت داده و بلند كرده بود ، سير و گردش كرد . 6 - و بواسطهء همان جمعيّت بود كه : قبل از بازگشت نور چشم به چشم ، « 1 »
--> ( 1 ) عبارت أصل اينست : و قبل ارتداد الطّرف احضر من سبا . و ما در اينجا آن را به عبارت : قبل از بازگشت نور چشم به چشم ، ترجمه نموديم ، بخلاف آنچه را كه در ألسنه شايع است كه : ارتداد العين را به چشم بر هم زدن ، ترجمه مىنمايند . و اين صحيح نيست . زيرا كه ارتداد به معناى بازگشتن است : ارتدّ يرتدّ ارتدادا به معناى رجع و عاد مىباشد و در اين صورت معناى قبل ارتداد الطرف آنست كه : قبل از آنكه نور چشم پس از خروجش از چشم به چشم بازگردد . چون انسان هر چيزى را كه مىبينيد ، بواسطهء موجى است كه