السيد محمد حسين الطهراني

275

نور ملكوت قرآن از قسمت أنوار الملكوت (فارسى)

مىشود . 5 - و منبع و محلّ فيضان آب رحمت حقّ در هر عالمى ، بواسطهء احتياج و نيازى كه ذات إنسان بواسطهء افاقه‌اى كه از محو پيدا نموده ، و اينك داراى صحو شده است ؛ و بعد از سكر و مستى از فناء ، در مقام بقاء بحقّ كه بعد از فناء از غير او براى او عائد شده است ، چهار چيز است : 6 1 - عوائد و فوائدى كه به إلهام و إلقاء حضرت حقّ پديد آيد ، تا با نور آن ميان فجور و تقوى فرق گذارد . زيرا كه نفس براى تصرّف در اشياء محتاجست به إذن و اشارهء ملكوتى حقّ جلّ و عزّ . 2 - معارف آثار اسمائى كه در صفحات وجود لائح است ؛ و موجب روشنى و تازگى چشم عارف مىشود . زيرا كه كسى كه بعد از بىهوشى و سكر به هوش مىآيد ، ديدگانش به نور مشاهدهء حقّ در هر موجودى ، تازه و روشن مىگردد . 3 - منافع إنعام حقّ بر بنده‌اش ، از نعمت‌هاى اخرويّه در عالم غيب است كه إدراك بنده مىشود . 4 - سفره‌هاى گسترده از نعمت‌هاى دنيويّه كه در عالم شهادت مبسوط است ( اين چهار چيز نتيجهء فيض اسم ملهم و شهيد و منعم و غيرهاست كه نفس إنسان براى آبادانى دنيا و آخرتش بدانها محتاج است . ) 7 - و جارى مىشود اجزاء وجودى من ، از نفس و روح و قلب و قالب من ، به آنچه را كه أحكام طريقت « 1 » از تزكيه و تحليه به من عطا مىكند ، بر آن نهجى كه ذات من و حقيقت من ، به من عطا مىكند . 8 - و چون من عالم تفرقه و شكاف را به جمعيّت مبدّل نمودم ، و در اين

--> ( 1 ) مولى عبد الرزّاق در شرح اين بيت گفته است : الطريقة عند الصّوفيّة هى طريق موصل إلى الله كما أنّ الشّريعة طريق موصل إلى الجنّة . و هي أخصّ من الشّريعة ؛ لاشتمالها على أحكام الشّريعة من الأعمال الصّالحة البدنيّة ، و الانتهاء عن المحارم ، و المكارم العامّة ؛ و على أحكام خاصّه من الأعمال القلبيّة و الانتهاء عمّا سوى الله كلّه ( شرح تائيّه ، طبع سنگى ، ص 420 . )