السيد محمد حسين الطهراني
271
نور ملكوت قرآن از قسمت أنوار الملكوت (فارسى)
خدا در وقت نزول وحى مشهود بود ، همه أسرار و علوم باطنيّه ، و تجليّات ربّانيّه ، و كشف سجياتى بود كه دست سرشت و قدرت حضرت حقّ جلّ و عزّ ، در وجود آن حضرت به وديعت نهاده بود . و اينهمه تجليّات ، و معجزات ، و كرامات ، و علوم غيبيّه لا تعدّ و لا تحصى ، همهاش به إذن پروردگار ودود در او منطوى بود . و خداوند بواسطهء روح و يا جبرئيل و يا سفرهء كرام برره ، بر آن حضرت ظاهر مىنمود ، و متجلّى مىساخت . سير رسول خدا صلّى الله عليه و آله و سلّم در منازل و مراحل قرب حضرت حقّ ، و در معراج ربّانىّ . و تماشاى آثار جمال و جلال سبحانى ، و احاطه بر امور باطنيّه و كشف أسرار و رموز و علومى كه بدست احدى از بشر نرسيده بود ؛ همه سير در منازل و مراحل نفس ، و عبور از حجابهاى نورانى بوده است كه خداوند ربّ العزّة رسولش را بدين خلعت مخلّع نمود ؛ و قامت بلند و رساى وى را بر تشريف اين لباس مناسب ديد . وصول آن حضرت به درجهء فناى مطلق ، و عبوديّت محضه كه همان مقام ولايت كليّه است ؛ لازمهاش سيطره و احاطه بر جميع ما سوا ، حتّى فرشتگان مقرّب ، و حملهء عرش ، و جميع روحانيان عالم ملكوت ، و جنّ و إنس در عالم ملك و هيمنه و تسلّط بر همهء أصناف و أنواع حيوانات ، و نباتات ، و جمادات ، مىباشد . در اين صورت اگر گفته شود : جبرئيل و ميكائيل و إسرافيل و عزرائيل ، در تحت حكم و أمر الهى و ملكوتى آن حضرت هستند ؛ جاى تعجّب نيست . در آنجا نه تنها احاطهء علمى ، بلكه احاطهء ذاتى و وجودى است ؛ تا چه رسد به مقام آمريّت و مأموريّت . حقيقت جبرائيل و ساير فرشتگان ، در واقع يك تجلّى وجودى است كه از خود آن حضرت بوده است . زيرا در آن مقام بين او ، و بين خداوند دوئيّت و فاصلهاى نبوده است . حلول و اتّحاد ميان دو چيز نبوده است ، آنجا مقام عبوديّت محضه و فناء است .